استان فارس یکی از مهمترین استانهای کشور از نقطه نظر کشاورزی، گردشگری، صنعت، ادبیات، ... است. اهمیت تاریخی و فرهنگی و اقتصادی فارس بر هر ایرانی واضح و مبرهن است. لیکن، در سالهای اخیر به دلیل رونق یافتن فعالیت های نفت و گاز در کشور، سیاستگزاران استان فارس همصدا به دنبال نفتی کردن استان خود و معرفی این استان به عنوان قطب نفت و گاز کشور هستند. چیزی که در عمل واقعیت ندارد. به شهادت آمار و ارقام رسمی، استان فارس سهم چندانی در تولید نفت و گاز کشور ندارد. لیکن، لابی های بسیار قدرتمند فارس در دولت و مجلس به جد پیگیر تثبیت جایگاه این استان در بخش نفت و گاز هستند. تاسیس دانشکده نفت و گاز در شیراز، پژوهشکده های متعدد نفتی (پژوهشکده تحقیقات فراساحل، پژوهشکده ازدیاد برداشت، پژوهشکده نفت و گاز و محیط زیست) در دانشگاه شیراز، شناسایی دانشگاه شیراز به عنوان قطب تحقیقات گاز کشور و تخصیص بودجه های میلیاردی از سوی مدیریت پژوهش و توسعه شرکت ملی نفت ایران، گامهای مهم در جهت این امر است که از سوی دولت هم حمایت می شود. در این بین، انتشار اخبار غیر واقع در رسانه ها و تحریف واقعیت در سطح دولت هم گاهی اوقات به کار می آید. نمونه آن، مصاحبه معاون اول رییس جمهور با روزنامه ایران است که نگارنده با اشاره به آن،این یادداشت را در شماره ۵۰۲ هفته نامه نسیم جنوب نوشتم. انتشار خبر کشف دو میدان نفتی جدید در فارس هم در همین راستا است. تا به حال در وزارت نفت سابقه نداشته که خبر کشف یک میدان نفتی یا گازی اعلام و بعدا توسط مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران تکذیب بشود.اعلام چنین خبر نا درستی می تواند فقط بار تبلیغاتی داشته باشد.
همچنین اخبار موثق حاکی از این است که هر ۱۵ نماینده فارس به دنبال تاسیس پارک علم و فناوری نفت و گاز در عسلویه هستند.
تردید دارم که دولت با اطلاع کامل از وضعیت جغرافیای نفت و گاز درکشور به این تصمیمات رسیده باشد. ولی در هر حال، با این تصمیمات و سیاستگزاری ها شکی نیست که حق و حقوق استانهای مهم نفتی و گازی کشور از جمله بوشهر، خوزستان و کهگیلویه تضییع می شود. لیکن می توان این سوال را از سیاستگزاران استان بوشهر پرسید که در خصوص این اقدامات استان فارس چه موضعی دارند و چه تصمیماتی را اتخاذ کرده اند؟
متاسفانه در این زمان بسیار مهم از نظر تثبیت جایگاه اقتصادی و علمی استان بوشهر در بخش نفت و گاز، کمترین حساسیتی در بخشهای کلیدی استان مشاهده نمی شود. وضع فعلی دانشکده گاز و پتروشیمی، وضعیت مبهم پارک علم و فناوری استان، عدم اهتمام به گسترش مراکز تحقیقاتی نفت و گاز، گسترش آلودگی محیط زیست و خطرات سلامت ساکنین مناطق عملیاتی، تردید ها را در خصوص بی برنامگی و سر درگمی استان در استقرار زیرساختهای کلیدی بیشتر می سازد.
در این دنیای پر شتاب، درجا زدن استان ما چه معنایی دارد؟
