تبليغاتX
مرد نفتي

مرد نفتي

بوشهر، دریا، نفت و گاز

این مطلب را دکتر مصلح در وبلاگ "دانایی توانایی است" نوشته است:

شركت ملي گاز كشور در راستاي تامين نيازهاي دانشي و تخصصي صنايع گاز كشور و توسعه فناوري هاي نوين گاز و در راستاي برنامه هاي توسعه فناوري كشور در نظر دارد منطقه ويژه فناوري هاي نوين گاز را طراحي و اجراي نمايد. بر اساس فرايند طبيعي اجراي هر پروژه اي ابتدا  مكان يابي پروژه صورت مي گيرد و سپس در خصوص تدوين برنامه كاري و با برنامه راهبردي آن مطالعه لازم صورت مي گيرد.

بر اساس مباني نظري و تجارب موفق جهاني در زمينه ايجاد قطب ها و مناطق فناوري لازمه موفقيت قطب هاي فناوري صنعت محور كه از سوي خود صنعت ايجاد و راه اندازي مي شود اين است كه اين قطب ها در جوار صنعت ايجاد و راه اندازي شود. از سوي ديگر قطب هاي فناوري با حمايت دانشگاه و مراكز علمي و در جوار دانشگاه ها و يا قطب هاي علمي ايجاد و راه اندازي مي شود و موفقيت آن ها نيز در گرو همين موضوع است.

با توجه به استقرار غالب صنايع گاز كشور (قريب به 70 در صد صنايع و 70 درصد توليد گاز) در استان بوشهر، منطقا و بر اساس تجارب موفق اجرا شده مناطق فناوري با حمايت صنعت گاز كشور مي بايست در مجاورت صنايع – در استان بوشهر ايجاد و راه اندازي شود.

بر اساس آخرين اطلاعات، مطالعه مكان يابي "منطقه ويژه فناوري هاي نوين گاز" در حال نهايي شدن است و با توجه به نوع اعمال نفوذهاي سياسي و نقش تعيين كننده لابي هاي سياسي و يا حضور لابي هاي منطقه اي در سياست گذاري ملي اميد مي رود آن چه اتفاق مي افتد به نفع صنايع گاز كشور و نه اعمال منافع منطقه اي خاص باشد.

در صورت اعمال هر گونه اعمال نظر و يا مصلحت انديشي منطقه اي، بدون ترديد مناطق توليدي بيش از هر نقطه اي مستحق استقرار اين كانون فناوري بوده و مي بايست در اولويت ويژه قرار گيرند. به عبارتي به هيچ وجه عادلانه نيست كه صنايع آلاينده، مخرب و با ارزش افزوده اندك گاز در مناطق توليدي مستقر شوند و شديدترين آسيب هاي زيست محيطي و انساني را بر منطقه وارد آورند، ولي وقتي نوبت به صنايع پاك، و با ارزش افزوده بالا مي رسد اين صنايع در مناطق صاحب قدرت مستقر شوند.

البته بديهي است دانشگاه ها و پارك هاي علم و فناوري هر منطقه و يا استان مي توانند در راستاي نيازهاي فناورانه صنايع گاز برنامه ريزي و يا سرمايه گذاري كنند، ولي انتظار اين است كه شركت گاز در اجراي طرح هاي فناوري در جوار صنايع اقدام نمايد و نه نقطه اي ديگر!!! اين هم به نفع صنايع گاز كشور است و هم به نفع مردمان و مناطق پيراموني صنايع و صنعت در قبال آن ها نبايد غير مسئولانه رفتار نمايد.

اميد مي رود مردم، مسئولين، ائمه محترم جمعه، مديران و نمايندگان محترم استان بوشهر (مناطق توليدي) در مجلس شوراي مراقب اين موضوع باشند و الا غفلت از آن محروميت ها و عدم توسعه يافتگي شديدي را براي منطقه به همراه خواهد داشت.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 7:17  توسط رضا آذين  | 

مدیر عامل سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس اخیرا در مصاحبه با هفته نامه های استان بوشهر به نکات مهمی اشاره کرده است. از جمله این که ایشان تعریفهای رایج از بومی را به چالش کشیده است. به بخشهایی از حرفهای ایشان که انعکاس وسیعی هم در رسانه های محلی پیدا کرده دقت فرمایید:

آیا بنده که بیش از 27 سال در استان بوشهر خدمت کرده ام و در بیشتر زمان آن سمت مدیریتی داشته ام، بومی محسوب نمی شوم اما کسی که فقط در استان بوشهر متولد شده و تمام عمر خود را در جایی دیگر گذرانده بومی این استان است.

این مساله برای سالیان سال است که در محافل محلی مورد مناقشه است.

 لغت نامه دهخدا واژه بومی را چنین تعریف می کند:

بومی: (ص نسبی ) منسوب به شهر و بلاد. (ناظم الاطباء).منسوب به بوم . اهل محل . اهل ناحیه . (فرهنگ فارسی معین ). منسوب به بوم که بمعنی سرزمین و مملکت و کشور است . ساکن اصلی زمینی

آنچه از معنی واژه بومی بر می آید، اهل محل بودن، اهل ناحیه و منطقه بودن به عنوان یکی از شاخصه های اصلی بومی تعریف می شود. بسیاری از افرادی که بنا به ضرورت های شغلی یا جبر طبیعت یا دلایل دیگر جلای وطن می کنند و از روستا به شهر یا استان یا حتی کشور دیگری مهاجرت می کنند، خود را تا مدت زمان زیادی متعلق به خاک و وطن آبا و اجدادی می دانند. و حداقل ۲ نسل طی می شود تا فردی ریشه در منطقه جدید بدواند و خود را شهروند وطن جدید بنامد. صرف کار کردن آنهم به شکل اقماری و گسسته در یک منطقه، نمی تواند فردی را بومی منطقه کند. افرادی که به شکل اقماری و دوره ای در منطقه کار می کنند و خانواده خود را در جای دیگری اسکان می دهند، نمی توانند مدعی بومی بودن داشته باشند. یک فرد زمانی بومی یا شهروند یک منطقه به حساب می آید که زندگی روزمره خود و خانواده خود را برای مدتی قابل توجه در آن منطقه بنا بگذارد. اتفاقا یکی از مشکلات عدیده مناطق عملیاتی به خصوص در حوزه نفت و گاز این است که بسیاری از پرسنل شاغل در منطقه، کمترین احساس تعلقی به آن منطقه ندارند و بعد از سپری کردن دوره خدمت به وطن اصلی خود بر می گردند.

بعد از این توضیح مختصر، به موضوع اصلی می پردازم. جناب سوری صریح تر از هر مدیر دیگری خود را بومی استان بوشهر می داند. لیکن به نظر می رسد که طرح مساله مدیریت بومی یا غیر بومی یک مساله فرعی و انحرافی است و جمله ایشان در واقع واکنشی است به فشارهای موجود بر ایشان. مدیران غیر بومی باید مراقب باشند که به این دام گرفتار نشوند، چون اثبات بومی بودن یا نبودن ساده نیست، ضمن این که مشکلی را هم حل نمی کند و فقط باعث اتلاف وقت و سرمایه های مملکت و استان می شود. استان هم به جای دامن زدن به مسائلی از این دست، بهتر است از فرصتها استفاده بهتر کند. در نقطه مقابل، برنامه ریزی و مدیریت صحیح برای تضمین حال و آینده صنعت نفت و گاز در راستای توسعه پایدار امری بسیار مهم و حیاتی است. توسعه پایدار مولفه ها و اصولی دارد که هر مدیری که به آنها پای بند باشد و در راستای آن مدیریت کند، به استان خدمت کرده است. پذیرش نقش مسوولیت اجتماعی شرکتها یکی از شاخصهای توجه مدیر به توسعه پایدار است. در مقوله مسوولیت اجتماعی، جوامع میزبان به عنوان یکی از ذینفعان کلیدی صنعت و توسعه قلمداد می شود. مشارکت این جوامع در صنعت و توسعه یک رکن توسعه پایدار است. جلب مشارکت این دسته از ذینفعان، هنر مدیریت می خواهد. این گزاره ها در ادبیات مدیریت جدید سازمان منطقه ویژه دیده می شود و جای امیدواری وجود دارد که در حد حرف و گفتار نماند و به عمل برسد. مردم استان بوشهر نشان داده اند که قدردان زحمات مدیرانی هستند که در طول مدت خدمت خود در این استان تاثیرات ماندگاری برجای گذاشته اند.

در همین راستا، یکی از نتایج مثبت مدیریت مبتنی بر توسعه پایدار در منطقه صنعتی عسلویه، جذب نیروهای بومی متخصص و تربیت نسلهایی از متخصصین بومی است که بتوانند صنعت را اداره و مدیریت کنند. البته به نظر می رسد که سازمان منطقه ویژه در این مورد بخصوص، خواسته یا ناخواسته سپر بلای شرکتهای صنعتی منطقه عمومی عسلویه شده است. تجربه حضور ۲ سال گذشته من در این منطقه نشان از این دارد که مسائل حاد تر از سازمان منطقه ویژه در صنعت گاز و پتروشیمی و در درون فنسها وجود دارد، ولی استان تا به امروز توجه چندانی به آن نکرده است. وقتی موضوع مسوولیت اجتماعی را علمی و بی طرفانه بررسی می کنیم، در می یابیم که  سازمان منطقه ویژه بهتر و بیشتر از شرکتهای درون فنسها به این مساله پرداخته است، اگرچه هنوز جای کار خیلی زیاد است. اگر کسی علاقه مند باشد، می توانم مقاله ای را که در همین راستا برای کنفرانس سال آینده برزیل آماده کرده ایم در اختیارش بگذارم.

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 17:57  توسط رضا آذين  |