دقیقا 24 سال پیش، وقتی در سال تحصیلی 1364-1365 کلاس اول راهنمایی را در مدرسه راهنمایی حکیم نظامی شروع کردم، طبق معمول 2-3 هفته اول مهر، کلاسها تق و لق بود و دبیران به طور کامل از اداره اموزش و پرورش به مدرسه معرفی نشده بودند. بعد از حدود یکماه، روز اولی که کلاس زبان انگلیسی داشتیم، دبیری به کلاس آمد و ما زبان انگلیسی را با این جملات آغاز کردیم:
اسمش اِی، صداش اَ، مثل اَپل
اسمش بی، صداش ب، مثل بال
اسمش اُ، صداش اُ، مثل اُرَنج
...
روزهای بعد و هفته های بعد، هر روز با اشتیاق بیشتر منتظر شروع کلاس زبان انگلیسی بودیم. او می امد و هربار با یک ایده جدید. یک روز سوار بر دوچرخه صالحی زاده تا داخل کلاس برای این که اون روز، درس با بای سیکل شروع می شد. روز دیگر، مجسمه ای از گربه را با خود می آورد تا کَت را به ما یاد بدهد. دو سال بعد یعنی در سال سوم راهنمایی هم زبان را با او داشتیم و کلی مطلب یاد گرفتیم، با شور و شوق. نمیدانم سالهای بعدی هم ورجه وورجه های خاص خود را توی کلاسهای بعد از ما داشت یا نه، ولی هرگز به یاد ندارم خنده از لبان او محو شده باشد، حتی در شرایطی که بچه های سر به هوای باغ زهرا و باغ نار قصد به هم ریختن کلاس را داشتند.
این معلم خوب و دلسوز و خوش فکر، حمزه سفالی بود که حدود یکماه پیش اطلاعیه فوت و مجلس ختم ایشون را روی دیوار شهر دیدم. دیدم و برای لحظاتی به فکر فرو رفتم. به این که چقدر زود، دیر می شود و چقدر ما دور شدیم از هم. بعدها وقتی بیشتر با مرحوم سفالی صحبت می کردم، دریافتم همسر ایشان، خانم بهاری معلم سال دوم ابتدایی من در مدرسه فروغی بسطامی (سال تحصیلی 1360-61) بوده اند. برای ایشان آرزوی سلامتی و تندرستی دارم. به قول سهراب:
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته بجاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
و من، نغمه های ان سالها را خوب به یاد سپرده ام. هم از دوسال شاگردی در کلاس زبان مرحوم سفالی و هم شاگردی در کلاس زبان سال دوم راهنمایی مرحوم باقر آرامی که برای ما یاداور لحظات خوش و فراموش نشدنی مدرسه راهنمایی بود. در آن سالهایی که خبری از کلاس زبان و سی دی زبان در بوشهر نبود، مرحوم آرامی کتابهای انگلیسی ۹۰۰ را به ما معرفی کرد تا افراد علاقه مند بتوانند بیشتر زبان یاد بگیرند. به یاد دارم سر تلفظ واژه library بین نظرات متفاوت معلمان سر درگم بودم. و مرحوم سفالی برای اثبات درستی نظر خودش، با دیکشنری به کلاس آمد و فونتیک را به ما یاد داد.
روحشان شاد
