(پیشاپیش از مدیرانی که با این پست به تریش قباشون بر میخوره پوزش میخوام. نوک پیکان این پست متوجه هیچ سازمان مشخصی نیست)
معمولا سازمانها، دانشگاهها، دستگاههای دولتی ملی و بین المللی که علاقه مند همکاری های فیمابین باشند، برای تنظیم برنامه های همکاری می آیند و یکسری موارد مورد توافق طرفین را در قالب یک تفاهم نامه در می آورند. این تفاهم نامه ها که معمولا به امضای بالاترین مقامات مسوول یا نماینده تام الاختیار ایشان می رسد، مبنای حرکت های بعدی است. حضرات مدیران از این تفاهم نامه ها به عنوان یکی از مصادیق عملکرد پربارشان در دوران مدیریت نام می برند و با افتخار آنها را در کارنامه دوره مدیریت خود قرار می دهند. خلاصه این که قرار است با اجرایی شدن هر تفاهم نامه، مشکلاتی برطرف شود یا ایده هایی به منصه ظهور برسد یا امکاناتی برای یک کار بزرگ فراهم گردد یا ......تا این جای کار، همه چیز کامل و بی نقص است و مرتب از روابط عمومی ها یا مدیران این و آن سازمان میشنویم که در راستای ......تفاهم نامه همکاری بین .... و .... و .... منعقد گردید و طی آن، طرفین متعهد شدند که .... و ..... و .... را انجام دهند. آیا تا حالا به بعد از این مرحله فکر کرده اید؟ مرحله بعد از عقد تفاهم نامه، حرکت برای اجرایی کردن مفاد تفاهم نامه و انتقال مفاهیم درج شده در تفاهم نامه از کاغذ تا عمل است. به قول فیلم اخراجی ها (مرد عمل!!) لازم است تا یک تفاهم نامه عملی شود. وقتی یه تفاهم نامه عملی نمیشه چند علت میتونه داشته باشه:
۱- تفاهم نامه از اول قابل اجرا نبوده. این یعنی این که فرضیات اولیه ای که منجر به تنظیم تفاهم نامه شده از بیخ غلط بوده و به جای واقعیات، در فضای غیر واقعی تنظیم شده
۲- اجرایی کردن تفاهم نامه پیش نیازهایی میخواد که هنوز تامین نشده. باید دید که اشکال کار کجاست و چرا این پیش نیاز ها فراهم نیست
۳- اجرای تفاهم نامه از توان سازمان خارج است. یعنی این که اون سازمان رسما قادر به اجرایی کردن همه یا بخشی از تفاهم نامه نیست. در این صورت باید به بندهای ۱و ۲ برگشت و دید که یه سازمانی که توان اجرای تعهدات مندرج در تفاهم نامه رو نداره بر چه مبنایی زیر بار اون تعهدات رفته؟
۴-اراده جدی در یک سازمان برای اجرایی کردن تفاهم نامه وجود ندارد. به عبارت دیگر، تفاهم نامه ارزشی بیش از یک (شو) برای آن سازمان نداشته.
به نظر من، این تفاهم نامه های اجرا نشده مثل چاپ اسکناس های بدون پشتوانه بانک مرکزی است که
بالاخره یه جا گندش در میاد، حالا یا در زمان مدیریت فعلی و یا مثل چک های برگشتی میت به وراث، گریبان مدیریت بعدی سازمان رو میگیره. البته اگه افراد جامعه مون از حافظه تاریخی خوبی برخوردار باشند و در ضمن، حساسیت لازم رو برای پیگیری امور مربوط به توسعه شهر و دیار و منطقه و استان و کشورشون به خرج بدن. تو این میون، مدیران زیادی هستند که راحت مساله رو توجیه می کنند. خیلی دلم میخواد یه مصاحبه از یه سازمان ببینم که به تشریح بندهای اجرا شده و اجرا نشده تفاهم نامه های منعقد شده با امضای اون سازمان بپردازه و علل موفقیت یا شکست اجرایی کردن اونا رو شرح بده.
با این حال، تفاهم نامه به دلیل عدم وابستگی به مدیریت وقت، یکی از شیوه های پایدار تعامل بین سازمانها است که در صورت همت و عزم جدی برای اجرایی شدن می تواند خیر و برکت زیادی را به دنبال داشته باشد. عقد تفاهم نامه یک گام مهم برای تشریک مساعی در حل مسائل و مشکلات است. گام بعدی، اتخاذ یک ساز و کار مناسب برای اجرایی کردن کارها و وظایف مندرج در تفاهم نامه است تا جامعه ذینفع بتواند در وقت مناسب از برکات پیش بینی شده در تفاهم نامه بهره مند بشود.
در خصوص تفاهم نامه همکاری های پژوهشی که اخیرا بین
دانشگاه خلیج فارس و
مجتمع گازی پارس جنوبی امضا شده است، هر دو سازمان عزم خود را برای اجرایی کردن آن جزم کرده اند.از این رو، کمیته ای در حال شکل گیری است تا این برنامه را عملی سازد. عملیاتی کردن این برنامه گام بلندی در راستای توسعه روابط علمی دانشگاه خلیج فارس (به عنوان مهمترین مرکز آموزش عالی استان) با صنایع مستقر در منطقه است.
اگر نظراتی برای بهبود این روند دارید، حتما آن را از من دریغ نکنید.