تبليغاتX
مرد نفتي

مرد نفتي

بوشهر، دریا، نفت و گاز

دو ماه پيش در تاريخ ۲۳/۲/۸۷ به همراه دانشجویان درس تصفيه آبهای صنعتی به سازمان آب استان رفتيم تا بچه هاز نزديک با عمليات آزمايش و تست آب آشاميدنی و فاضلاب آشنا شوند. در پايان بازديد، از کارشناس آزمايشگاه درخواست کردم تا يک نسخه آناليز آب شرب بوشهر برای مطالعه در اختیار دانشجويان قرار گيرد. ايشان انجام اين درخواست را موکول به اين هفته و کسب مجوز و هماهنگی با مدير مربوطه نمودند. يك هفته بعد که دانشجویان برای پيگيری به اداره آب مراجعه نمودند، به آنها گفته شد که انجام اين کار ممنوع است و مسوولين حراست اجازه بازبينی و مرور آزمايش کيفيت آب بوشهر را نمی دهد و در مقابل اصرار دانشجویان، جواب دادند که آب بوشهر، استاندارد است و نگران نباشيد!


من از ايشان پرسيدم که اصولا اين کار چه ارتباطی به حراست اداره دارد؟ ما به عنوان يک شهروند که در اين شهر زندگی می کنيم، حق داريم که از کيفيت آب آشاميدنی خود باخبر باشيم. حتی به گفته کارشناس مربوطه، شهروندان می توانند در صورت مشکوک بودن آب خانه خود، از سازمان آب درخواست نمونه برداری و آناليز آب نمايند، ولی حتی در اين شرايط هم نتيجه تست به مشتری ارائه نمی شود و تنها با گفتن اين که آب استاندارد و سالم است اکتفا می کنند.
از ایشان پرسیدم:‌آیا به عنوان مصرف کننده آب، حق نداریم که بدانيم آی را با چه کيفيتی مصرف می کنيم؟‌چطور است که آناليز کيفيت آب معدنی روی بطری آن درج شده ولی کيفيت آب شرب بوشهر بايد مسکوت نگه داشته شود؟‌ آيا وقتی كسي به آزمايشگاه تشخيص طبی برای تجزيه خون خود مراجعه می کنم، مسوول آزمايشگاه حق دارد بگويد خون ايشان سالم است يا اين که وظيفه دارد نتيجه آزمايش خون مرا به تفصيل ارائه دهد؟ چرا اين رفتار در سازمان آب دزده می شود؟ آنالیز آب شرب شهرهای تهران، اصفهان و شیراز به راحتی در اختیار مصرف کننده گان قرار دارد.
چرا در بوشهر اینگونه با مردم رفتار می شود؟‌ آيا کسی در اين استان هست که به اين مساله رسيدگی کند؟ شركت آب استان بوشهر يك شركت خصوصي است و موظف به پاسخگويي به مصرف كننده مي باشد.
به نظر من که اين رفتار، شائبه بی کيفيت بودن آب بوشهر را دامن می زند. اگر مدیریت منابع آب استان معتقد است که آب شرب بوشهر بلا اشکال است، باید گزارش کامل آنالیز شیمیایی و میکروبی آب را در اختیار مصرف کننده گان قرار دهد.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 13:7  توسط رضا آذين  | 

۱- ۱۳ رجب، سالروز ولادت مولی الموحدین، علی مرتضی، شیر خدا، مقتدای همه جوانمردان و مومنین جهان بر شما مبارک باد.

۲- می گویند نماد شیر و خورشید که سابقا در پرچم ایران دیده می شد، رگه هایی از مذهب ملی ایران (تشیع) را در خود دارد. در جریان مجلسین اول و دوم مشروطه ایران که نماینده گان مردم در خصوص قانون اساسی و متمم های آن بحث می کردند، نوانديشان حاضر در مجلس سخن را به موضوع نشان شير و خورشيد کشاندند و اين موضوع را اين گونه توجيه کردند که "انقلاب مشروطيت در مرداد (سال 1285 هجري شمسي 1906 ميلادي) به پيروزي رسيد يعني در برج اسد(شير). به علاوه، چون اکثر ايرانيان مسلمان شيعه و پيرو علي هستند و اسدالله از القاب حضرت علي است، بنابراين شير هم نشانهً مرداد است و هم نشانهً امام اول شيعيان. در مورد خورشيد نيز چون انقلاب مشروطه در ميانهً ماه مرداد به پيروزي رسيد و خورشيد در اين ايام در اوج نيرومندي و گرماي خود است پيشنهاد مي کنيم خورشيد را نيز بر پشت شير سوار کنيم که اين شير و خورشيد هم نشانهً علي باشد هم نشانهً ماه مرداد و هم نشانهً چهاردهم مرداد يعني روز پيروزي مشروطه خواهان و البته وقتي شير را نشانهً پيشواي امام اول بدانيم لازم است شمشير ذوالفقار را نيز بدستش بدهيم. بدين ترتيب براي اولين بار پرچم ملي ايران به طور رسمي در قانون اساسي به عنوان نماد استقلال و حاکميت ملي مطرح شد."

۳- ظریفی می گفت: روز مادر، تولد حضرت فاطمه زهرا، گل فروشی ها و طلا فروشی ها غلغله است و آقایون برا خانماشون و مادراشون هدیه می خرند. ولی روز پدر که میشه، قربون مظلومیت آقا امیرالمومنین برم، جوراب فروشیا وقت سر خاروندن ندارن!

۴- ما بوشهری ها ارادت خاصی به مولا علی داریم. برخی از زیباترین مداحی های بوشهری در وصف امیرالمومنین نوشته شده. ان شاا... همه ما مجالی برای بازخوانی اندیشه های ناب حضرت پیدا کنیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 18:18  توسط رضا آذين  | 

(پیشاپیش از مدیرانی که با این پست به تریش قباشون بر میخوره پوزش میخوام. نوک پیکان این پست متوجه هیچ سازمان مشخصی نیست)
معمولا سازمانها، دانشگاهها، دستگاههای دولتی ملی و بین المللی که علاقه مند همکاری های فیمابین باشند، برای تنظیم برنامه های همکاری می آیند و یکسری موارد مورد توافق طرفین را در قالب یک تفاهم نامه در می آورند. این تفاهم نامه ها که معمولا به امضای بالاترین مقامات مسوول یا نماینده تام الاختیار ایشان می رسد، مبنای حرکت های بعدی است. حضرات مدیران از این تفاهم نامه ها به عنوان یکی از مصادیق عملکرد پربارشان در دوران مدیریت نام می برند و با افتخار آنها را در کارنامه دوره مدیریت خود قرار می دهند. خلاصه این که قرار است با اجرایی شدن هر تفاهم نامه، مشکلاتی برطرف شود یا ایده هایی به منصه ظهور برسد یا امکاناتی برای یک کار بزرگ فراهم گردد یا ......تا این جای کار، همه چیز کامل و بی نقص است و مرتب از روابط عمومی ها یا مدیران این و آن سازمان میشنویم که در راستای ......تفاهم نامه همکاری بین .... و .... و ....  منعقد گردید و طی آن، طرفین متعهد شدند که .... و ..... و .... را انجام دهند. آیا تا حالا به بعد از این مرحله فکر کرده اید؟ مرحله بعد از عقد تفاهم نامه، حرکت برای اجرایی کردن مفاد تفاهم نامه و انتقال مفاهیم درج شده در تفاهم نامه از کاغذ تا عمل است. به قول فیلم اخراجی ها (مرد عمل!!) لازم است تا یک تفاهم نامه عملی شود. وقتی یه تفاهم نامه عملی نمیشه چند علت میتونه داشته باشه:
۱- تفاهم نامه از اول قابل اجرا نبوده. این یعنی این که فرضیات اولیه ای که منجر به تنظیم تفاهم نامه شده از بیخ غلط بوده و به جای واقعیات، در فضای غیر واقعی تنظیم شده
۲- اجرایی کردن تفاهم نامه پیش نیازهایی میخواد که هنوز تامین نشده. باید دید که اشکال کار کجاست و چرا این پیش نیاز ها فراهم نیست
۳- اجرای تفاهم نامه از توان سازمان خارج است. یعنی این که اون سازمان رسما قادر به اجرایی کردن همه یا بخشی از تفاهم  نامه نیست. در این صورت باید به بندهای ۱و ۲ برگشت و دید که یه سازمانی که توان اجرای تعهدات مندرج در تفاهم نامه  رو نداره بر چه مبنایی زیر بار اون تعهدات رفته؟
۴-اراده جدی در یک سازمان برای اجرایی کردن تفاهم نامه وجود ندارد. به عبارت دیگر، تفاهم نامه ارزشی بیش از یک (شو) برای آن سازمان نداشته.
 
به نظر من، این تفاهم نامه های اجرا نشده مثل چاپ اسکناس های بدون پشتوانه بانک مرکزی است که
بالاخره یه جا گندش در میاد، حالا یا در زمان مدیریت فعلی و یا مثل چک های برگشتی میت به وراث، گریبان مدیریت بعدی سازمان رو میگیره. البته اگه افراد جامعه مون از حافظه تاریخی خوبی برخوردار باشند و در ضمن، حساسیت لازم رو برای پیگیری امور مربوط به توسعه شهر و دیار و منطقه و استان و کشورشون به خرج بدن. تو این میون، مدیران زیادی هستند که راحت مساله رو توجیه می کنند. خیلی دلم میخواد یه مصاحبه از یه سازمان ببینم که به تشریح بندهای اجرا شده و اجرا نشده تفاهم نامه های منعقد شده با امضای اون سازمان بپردازه و علل موفقیت یا شکست اجرایی کردن اونا رو شرح بده.
 
 با این حال، تفاهم نامه به دلیل عدم وابستگی به مدیریت وقت، یکی از شیوه های پایدار تعامل بین سازمانها است که در صورت همت و عزم جدی برای اجرایی شدن می تواند خیر و برکت زیادی را به دنبال داشته باشد. عقد تفاهم نامه یک گام مهم برای تشریک مساعی در حل مسائل و مشکلات است. گام بعدی، اتخاذ یک ساز و کار مناسب برای اجرایی کردن کارها و وظایف مندرج در تفاهم نامه است تا جامعه ذینفع بتواند در وقت مناسب از برکات پیش بینی شده در تفاهم نامه بهره مند بشود.
 
در خصوص تفاهم نامه همکاری های پژوهشی که اخیرا بین دانشگاه خلیج فارس و مجتمع گازی پارس جنوبی امضا شده است، هر دو سازمان عزم خود را برای اجرایی کردن آن جزم کرده اند.از این رو، کمیته ای در حال شکل گیری است تا این برنامه را عملی سازد. عملیاتی کردن این برنامه گام بلندی در راستای توسعه روابط علمی دانشگاه خلیج فارس (به عنوان مهمترین مرکز آموزش عالی استان) با صنایع مستقر در منطقه است.
اگر نظراتی برای بهبود این روند دارید، حتما آن را از من دریغ نکنید.
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 6:30  توسط رضا آذين  | 

ظاهرا از اخبار و قرائن و شواهد چنین بر می آید که استاندار بوشهر به زودی عوض می شود (و شاید تا الان این اتفاق رخ داده است). این آمدن و رفتن ها در پست های مدیریتی طبیعی است. همیشه وقتی یک مدیر موفق می رود، نفر بعدی کار سختی را در پیش دارد، چون که جامعه او را با مدیر قبلی مقایسه می کند و انتظارات بالایی از او دارد. ولی اگر مدیر قبل ناموفق باشد، مدیر بعدی باز هم کار سختی را در پیش دارد، چون که تا مدتها باید آثار سوء مدیریت قبل را برطرف سازد.

در خصوص استاندار قبل بوشهر، من اگر بخواهم فقط یک انتقاد به عملکردش وارد کنم، بی اهمیتی وی به هیات مدیره منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس و عدم شرکت در جلسات آن است. حتما می دانید که استاندار بوشهر عضو اصلی هیات مدیره این سازمان است و شرکت وی در این جلسات می تواند بسیار حائز اهمیت باشد. سازمان منطقه ویژه، مهمترین سازمان نفتی مستقر در استان بوشهر است. این سازمان، اولین و (فعلا) تنها نهاد نفتی است که دفتر مرکزی خود را در بوشهر مستقر ساخته است و با  تشکیلات عریض و طویل خود، اختیارات گسترده ای دارد و تصمیمات بسیار تعیین کننده و تاثیر گذاری در توسعه زیرساخت ها و سایر امور استان می گیرد. بی شک، شرکت استاندار در این جلسات به معنی آگاهی از برنامه های سازمان و برنامه ریزی برای بهره مندی استان از فرصت های بیشتر در مسیر توسعه است. بی اعتنایی استاندار به این امر مهم می تواند فرصت های مهمی را از استان بگیرد. متاسفانه استاندار سابق (افراشته) به این جلسات اهمیت نمی داد.

امیدوارم استاندار بعدی (هر کس که هست) به این مهم اهتمام جدی داشته باشد.  او باید بداند که نفت و گاز، محور مهمی از محورهای توسعه استان است و تعامل مثبت و منطقی و سازنده ای را با این بخش ایجاد کند. 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 20:9  توسط رضا آذين  | 

به نظر شما قطب انرژی کشور کجاست؟ اگه تا به الان فکر میکردیم که خوزستان یا بوشهر قطب انرژی کشورند، ظاهرا در اشتباه بوده ایم! اگه فکر میکردیم که خوزستان ۷۵٪ نفت کشور را تولید می کند می تواند قطب انرژی کشور باشد یا بوشهر که ۷۵٪ گاز کشور را تولید می کند و ۹۵٪ صادرات نفت کشور را انجام می دهد قطب انرژی کشور است، اشتباه می کردیم. اما معاون اول رییس جمهور ما را از این اشتباه بیرون آورد و رسما فارس را قطب انرژی کشور معرفی نمود. نظر شما راجع به این مطلب که در هفته نامه نسیم جنوب چاپ شده است، چیست؟

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 12:1  توسط رضا آذين  |