تبليغاتX
مرد نفتي

مرد نفتي

بوشهر، دریا، نفت و گاز

خيلي از افراد مهم اروپايي و امريكايي بعد از بازنشستگي به نوشتن خاطرات شخصي شان مشغول مي شوند. آنها با اين كار، اطلاعات مفيدي در اختيار مخاطبين خود قرار مي دهند و ممكن است اطلاعات آنها فصل مهمي از ناگفته هاي يك ملت و بخشهایی از تاریخ یک کشور یا یک منطقه باشد. ضمن اين كه درامد خوبي هم از اين راه كسب مي كنند. شايد يكي از جديدترين نمونه هايش، خاطرات كلينتون باشد كه درامدي حدود ۱۰ ميليون دلار را عايد وي كرد. برايم جالب است كه چطور فردي با مشغله بالا (در حد رييس جمهور) حوصله و وقت اين كار را دارد.
سال ۲۰۰۴ كه انگليس بودم، با يك خانواده انگليسي آشنا شدم. اين زوج (پيتر و فيونا) با ما ارتباط دوستانه اي داشتند و من خاطرات خوبي با آنها دارم. يكي از ويژگي هاي جالب اين زوج، تهيه گزارش فعاليت هاي شخصي و اجتماعي ساليانه شان بود كه در پايان هرسال ميلادي با عنوان نامه كريسمس (Christmas Letter) به دوستانشان ارسال می کنند. فكر كنم اين زوج پس از بازنشستگي، براي چاپ مجموعه خاطرات خود زحمت زيادي نكشند، چون كه از الان، اطلاعات هر سال را تايپ شده دارند.
به نظر شما این یادداشت ها اهمیت دارد؟ آیا خودتان این عادت نوشتن را دارید؟
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 21:10  توسط رضا آذين  | 

سال گذشته میزان بارش نزولات جوی در کشور کمتر از حد متوسط چند دهه اخیر بود. گزارش های رسمی نشان از این دارد که اوضاع تابستان امسال کمی خراب است. البته برای ما بوشهری ها، حدود چند دهه است که اوضاع آب در تابستان و زمستان خراب است. تابستان به خاطر گرما بی آبی داریم و زمستان به علت شکستگی و آب بردگی خطوط لوله! بنابراین، برای ما مساله کم آبی اصلا عجیب نیست!! کسی هم در مملکت خبردار نیست که مردم جزیره خارگ که در مجاورت تاسیساتی زندگی می کنند که ۹۵٪  اقتصاد مملکت را می چرخاند، یا آب ندارند و یا آب آلوده به مواد نفتی مصرف می کنند! اوضاع در استان همسایه مان خوزستان هم بهتر از ما نبوده. هنوز خاطره حمله مردم خشمگین آبادان به فرمانداری به علت کمبود آب در تابستانهای گذشته از یادمان نرفته.
چیزی که برای من عجیب است این که برای جبران کم آبی در خوزستان آگهی نماز باران می دهند. آنهم در اردیبهشت.  اين مطلب كاملا گويا است. من هر چه سعي ميكنم بفهمم كه اين آگهي چه معني داره موفق نميشم! آخه حضرات واقعا نمي دونند كه خوزستان در سالهاي عادي هم در اين موقع از سال به ندرت شاهد بارش است؟! آدم چه طوري بايد اين بازي ها را كه به نام دين انجام ميگيره باور كنه؟ الحق كه امام جمعه بندر عباس خوب جوابي داده: وزير نيرو خودش نماز باران بخواند. وقتي حضرات بعد از اين همه مدت هنوز نتونستند:
- سيلاب هاي زمستوني رو مهار كنند،
- سد ها رو به موقع به بهره برداري برسونند،
- خطوط لوله و شبكه هاي سراسري آب رساني رو به سرعت تكميل و یا نوسازی و تعویض كنند،
- آب شيرين كن ها رو در جزاير و مناطق دور افتاده تاسيس كنند،
- شبكه آبياري فضاي سبز شهري و كشاورزي را از شبكه آب شرب شهرها جدا كنند،
- آبياري قطره اي را در مزارع و اراضي كشاورزي توسعه دهند،
 و دهها وظيفه ريز و درشت را وانهاده اند، بايد هم به مردم توصيه كنند كه بروند و نماز باران بخوانند.  
ما در كنار منابع عظيم آبي در جنوب قرار گرفته ايم. اما سالهاست كه درد بي آبي عذابمان مي دهد. دبي، شهري در جنوب خليج فارس كه وضع منابع آب شيرينش بدتر از ايران است، به كمك آب شيرين كن هاي متعدد كه در سواحل خود نصب كرده تا حدودي اين معضل را بر طرف كرده. ساير كشورهاي عربي هم به كمك آب شيرين كن ها و مهمتر از اون، مدیریت منابع آبی محدود خود، مشكل كم آبي را مرتفع كرده اند. 
آدم چه بايد بگه؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:48  توسط رضا آذين  | 

- شما تو فرودگاه مشکلی داشتید؟
-اوه، بله. کارگر فرودگاه که بار مرا تا پای پیشخوان پرواز ۴۰۹ بوشهر آورده بود داشت پول زیادی از من می گرفت. قبض دستش ۱۵۰۰ تومنی بود و وقتی من ۵۰۰۰ تومنی بهش دادم، ۲۵۰۰ تومن به من برگرداند، در حالی که باید ۳۵۰۰ تومن بر میگرداند. به همین خاطر بهش اعتراض کردم.
- من از این حادثه متاسفم. این رو به حساب همه ایرانیا نگذارید.
- میدونم. شما ایرانیا مردم مسلمان و درستکاری هستید.
- بگذریم. ایران چه می کنید؟ برا کار میایید بوشهر؟
- نه. من توریستم و اومدم که بوشهر رو ببینم.
- خوش بگذره. راستی اهل کجا هستید؟
-چین
این بخشی از گفتگوی من با یه گردشگر چینی در اتوبوس فرودگاه مهراباد بود که داشت ما رو به سمت هواپیمای پرواز ۴۰۹ روز دوشنبه ۹/۲/۸۷ به بوشهر می برد. هنگام گرفتن کارت پرواز در سالن فرودگاه شاهد جر و بحث او با کارگری بودم که ماجراش بالا ذکر شد. رفتار اون کارگر باعث واکنش من و یکی از مسافران شد. او که اظهار میکرد پول خورد همراهش نیست، وقتی دید یکی از مسافرا داره ۵۰۰۰ تومنیشو خورد میکنه تا بیش از این آبروی خودشو ایران رو نبره، گفت: دستت درد نکنه. به جای این که هوای همشهریتو داشته باشی، داری از این خارجی حمایت میکنی. بهش گفتم: با این رفتارت، آبروی مملکتتو برا ۱۰۰۰ تومن اضافه بردی. گفت این انعامه!!! گفتم مگه انعام زوری هم میشه؟! هیچی نگفت و رفت.
حالا بخشی دیگه از گفتگوی من و گردشگر جوان چینی:
-شغلت چیه؟
-من قبلا تو یه شرکت مخابراتی کار میکردم. شما؟
-من هم در دانشگاه درس میدم.
-جالبه. راستی حقیقت داره که تو دانشگاههای ایران کلاسهای دخترا و پسرا جدا برگزار میشه؟
-نه این طور نیست. فقط یه دانشگاه دولتی ویژه دخترا داریم. بقیه دانشگاهها کلاساشونو مختلط برگزار میکنن.
-جالبه. نمیدونستم. چون دیدم که زن و مرد تو اتوبوسا جدا از هم هستند. مدرسه ها هم که جداگانه است. پیش از اومدن به ایران از رسانه ها شنیده بودم که دانشگاهها هم اینطورین. ولی مثل این که اینطور نیست.
مونده بودم که کار اون کارگر رو توجیه کنم یا جواب این سوالشو بدم! 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:22  توسط رضا آذين  | 

۱۰۰ سال پیش، ویلیام ناکس دارسی با پرداخت ۲۰۰۰۰ پوند نقدی به شاه قاجار، موفق به اخذ قرارداد معروف ۶۰ ساله نفتی خود شد. دنیا در صد سال گذشته تغییر زیادی کرده است، ولی در ایران، حرف مرد یکی است! اگه صد سال پیش، آنتوان کتابچی دیپلمات کهنه کار ایرانی از سوی شاه مامور یافتن سرمایه گذار برای اخذ امتیاز نفتی بود، امروز کماکان مانند ۱۰۰ سال پیش، کشور ما منتظر ورود سرمایه گذار خارجی برای تامین هزینه های بالادستی و پایین دستی نفت و گاز و پتروشیمی است. کشور کوچک نروژ، دو کمپانی بزرگ بین المللی نفتی دارد به نامهای استات اویل و نورسک هیدرو. این دو کمپانی اخیرا در هم ادغام شده اند و یک کمپانی معظم بین المللی به نام استات اویل هیدرو ایجاد کرده اند و در سراسر جهان (از جمله ایران) فعالیت می کنند. نروژ، کشوری که ۷۰ سال بعد از ایران صاحب نفت شد، الان نزدیک به ۳۰۰ میلیارد دلار در صندوق ذخیره ارزی پس انداز دارد و به موجب قانون خودشون فقط باید این ارز رو در خارج از کشور سرمایه گذاری کنند و مجاز به هزینه کرد اون در کشور نیستند (اين گزارش رو ببينيد. اين مصاحبه با دكتر مسعود نيلي هم جالب و خواندني است).
اما در این سوی دنیا، ما با ذخاير ارزي خود كاري مي كنيم كه ديگر رنگ و بوي "صندوق ذخيره ارزي نمي دهد" و مجموعه عملكرد سيستم دولتي، آن را به تعبير هفته نامه شهروند امروز به "صندوق ذخيره نذري"تقليل داده است.
صد سال پس از دارسي، ايران كماكان منتظر رسيدن سرمايه هاي خارجي براي توسعه بخش نفت و گاز است. مدیر عامل شرکت نفت و گاز پارس میگوید که "بانک های داخلی و سرمایه گذاران بخش خصوصی از توانایی مالی و سرمایه ای لازم برای راه اندازی یک فاز پارس جنوبی هم برخوردار نیستند". ترجمه این حرف میشه: "تا اطلاع ثانوی، خبری از حضور موثر بخش خصوصی وطنی در صنعت نفت، گاز و پتروشیمی نیست و هبه قرادادهای ... میلیارد دلاری به این و آن سازمان رانتی، یک شو (show) وطني با مصرف داخلي براي خوشايند مردمي است كه منتظرند نفت بيايد سر سفره هاشون تا باهاش نونشونو تليت كنند"   

هیچ میدونیم با سرمایه های ارزی و زیر زمینی و انسانیمون چه میکنیم؟ آیا کشوری هست که مثل ما اینطور داراییهاشو بر باد بده؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 6:24  توسط رضا آذين  |