امسال، صد سالگی صنعت نفت ایران نام گرفته است. به همین مناسبت، امسال مطالب بیشتری از نفت ایران می نویسم.
۲۷ فروردین، سالگرد ورود آلفرد ماریوت، نماینده و وکیل تام الاختیار ویلیام ناکس دارسی (William Knox D'Arcy ) به ایران جهت عقد قرارداد امتیاز نفت ایران با شاه قاجار است. در در سال ۱۲۸۰ خورشیدی، حکومت قاجار با بحران شدید مالی دست و پنجه نرم می کرد. از این رو، شاه به آنتوان کتابچی دیپلمات کهنه کار ایرانی ماموریت داد تا در اروپا به دنبال سرمایه گذار بگردد تا مملکت را از بدبختی فزاینده (که باعث و بانی آن، بیشتر خود دربار و شخص شاه و اطرافیانش بودند) نجات دهد. کتابچی در اروپا دارسی را یافت و آنگاه در ایران سبیل وزیران و درباریان و شاهزادگانی را که نظرشان بر شاه موثر بود، چرب کرد تا این که شاه بعد از گرفتن ۲۰۰۰۰ پوند نقدی از نماینده دارسی، امتیاز انحصاری کاوش، اکتشاف، استخراج، توسعه، آماده سازی برای تجارت، حمل و فروش گاز طبیعی، نفت، آسفالت و موم معدنی را در جنوب ایران برای ۶۰ سال به دارسی و کمپانی اش اعطا کرد.
مظفر الدین شاه اساسا آدم قابل توجهی در تاریخ معاصر ایران است. هم قرارداد دارسی را امضا کرد و هم قانون مشروطه را. ولی من نمیدونم چرا شاه این مبلغ را نقدی از وکیل دارسی گرفت و آن را در چه راهی خرج کرد؟ آیا دارسی این مبلغ را در راه خدا و برای رفاه ملت ایران پرداخت؟
سه سوال اساسی دیگه: آیا اطلاعات ما از مفاد، شرایط و محتوای قراردادهای نفتی کشورمان در دهه گذشته، بیشتر از اطلاعات ایرانیان ۱۰۰ سال پیش از قرارداد دارسی است؟ با این سطح اطلاعات، چقدر می توانیم جویای سهم خود از درامد نفتی کشور باشیم؟ با اين سطح اطلاعات، ميشه انتظار نداشت كه درهاي اطلاع رساني در ايران كماكان بر پاشنه شايعه بچرخد؟