تبليغاتX
مرد نفتي

مرد نفتي

بوشهر، دریا، نفت و گاز

سال ۸۶ سال خوب و پرباری برای فعالیت های انجمن مهندسی شیمی ایران- شعبه استان بوشهر بود. عملکرد انجمن رو در پست جداگانه ای می نویسم. اما آخرین برنامه ای که انجمن در سال ۸۶ برگزار کرد، یک سمینار علمی در عسلویه بود که توسط سایت های خبری وزارت نفت هم پوشش داده شد. این خبر  را ببینید.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 12:6  توسط رضا آذين  | 

امسال، صد سالگی صنعت نفت ایران نام گرفته است. به همین مناسبت، امسال مطالب بیشتری از نفت ایران می نویسم.
 
۲۷ فروردین، سالگرد ورود آلفرد ماریوت، نماینده و وکیل تام الاختیار ویلیام ناکس دارسی (William Knox D'Arcy ) به ایران جهت عقد قرارداد امتیاز نفت ایران با شاه قاجار است. در در سال ۱۲۸۰ خورشیدی، حکومت قاجار با بحران شدید مالی دست و پنجه نرم می کرد. از این رو، شاه به آنتوان کتابچی دیپلمات کهنه کار ایرانی ماموریت داد تا در اروپا به دنبال سرمایه گذار بگردد تا مملکت را از بدبختی فزاینده (که باعث و بانی آن، بیشتر خود دربار و شخص شاه و اطرافیانش بودند) نجات دهد. کتابچی در اروپا دارسی را یافت و آنگاه در ایران سبیل وزیران و درباریان و شاهزادگانی را که نظرشان بر شاه موثر بود، چرب کرد تا این که شاه بعد از گرفتن ۲۰۰۰۰ پوند نقدی از نماینده دارسی، امتیاز انحصاری کاوش، اکتشاف، استخراج، توسعه، آماده سازی برای تجارت، حمل و فروش گاز طبیعی، نفت، آسفالت و موم معدنی را در جنوب ایران برای ۶۰ سال به دارسی و کمپانی اش اعطا کرد.
مظفر الدین شاه اساسا آدم قابل توجهی در تاریخ معاصر ایران است. هم قرارداد دارسی را امضا کرد و هم قانون مشروطه را. ولی من نمیدونم چرا شاه این مبلغ را نقدی از وکیل دارسی گرفت و آن را در چه راهی خرج کرد؟ آیا دارسی این مبلغ را در راه خدا و برای رفاه ملت ایران پرداخت؟
سه سوال اساسی دیگه: آیا اطلاعات ما از مفاد، شرایط و محتوای قراردادهای نفتی کشورمان در دهه گذشته، بیشتر از اطلاعات ایرانیان ۱۰۰ سال پیش از قرارداد دارسی است؟ با این سطح اطلاعات، چقدر می توانیم جویای سهم خود از درامد نفتی کشور باشیم؟ با اين سطح اطلاعات، ميشه انتظار نداشت كه درهاي اطلاع رساني در ايران كماكان بر پاشنه شايعه بچرخد؟
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 16:1  توسط رضا آذين  | 

عنوان مطلب رو اشتباه ننوشتم. منظورم اوقات فراغت یا وقت اضافه یا کاغذ باطله نبود. بلکه دقیقا میخواهم راجع به وقت باطله بنویسم. فرق مهمی بین وقت فراغت با وقت باطله وجود دارد. در وقت فراغت، آدم به استراحت تن و روان می پردازه. ولی تو وقت باطله، آدم زمانش رو به هدر میده و اگه حواسش نباشه، ساعتها وقتش رو به بطالت میگذرونه، طوری که دست آخر هم خستگی به تن آدم میمونه. این اتلاف وقت بیهوده بدون این که سودی به حال آدم داشته باشه، ممکنه هر جایی بروز کنه. توی خوابگاه، تو محل کار، توی منزل، و حتی پشت اینترنت. این آخری که دیگه واقعا آخرشه! میدونید، اگه آدم بی هدف بره سراغ اینترنت، یا این که با هدف مشخصی بره ولی آخرش برا رفع خستگی بزنه به جاده خاکی، و در ضمن کنتوری (مثل هزینه کافی نت، هزینه تلفن منزل یا سهمیه مجاز استفاده از اینترنت که تو بعضی اداره ها و سازمانها میگذارن) هم نباشه که آدم رو کنترل کنه، میتونه زمان زیادی رو از آدم به هدر بده، طوری که دیگه آدم حواسش به زمان نباشه و حتی از مهمترین کارهاش غافل بشه.
اگه دوست دارید، برخی از مصداقها و تجربه هاتون رو تو قسمت کامنت ها بنویسید تا با هم بخونیم.
به نظرتون چطوری میتونیم این وقت باطله هامون رو کم کنیم؟ اونوقت با این وقت اضافه ای که به دست آوردیم میتونیم چه کارهایی بکنیم؟
من کسی رو میشناسم که از محل صرفه جویی در همین وقت باطله هاش سالی یه کتاب چاپ می کنه.
 
 
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 14:9  توسط رضا آذين  |