تبليغاتX
مرد نفتي

مرد نفتي

بوشهر، دریا، نفت و گاز

 
دوشنبه سوم دیماه مراسم جشن فارغ التحصیلی در دانشکده مهندسی شیمی و نفت دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد. سایت خبری شانا گزارش  این خبر را منتشر کرد. دکتر رشتچیان رییس دانشکده اطلاعات مفصلی راجع به کمک های وزارت نفت به دانشگاه صنعتی شریف و فعالیت های این دانشگاه در راستای توسعه رشته مهندسی نفت در همه مقاطع تحصیلی ارائه کرد. برای مقایسه بد نیست بدانید که دانشکده نفت شریف ۵۵۰۰ متر مربع زیر بنا دارد و ۶/۱ میلیون دلار هم از بودجه نفت صرف خرید تجهیزات آن شده است. در حالی که دانسکده گاز و پتروشیمی دانشگاه خلیج فارس ۱۲۰۰۰ متر مربع زیر بنا دارد و معادل ۵/۳ میلیون دلار سفارش تجهیزات با بودجه نفت داده است. من همیشه بر این اعتقاد هستم که وزارت نفت امید زیادی به تعامل با دانشگاه خلیج فارس دارد. این فرصت طلایی را باید دودستی گرفت و براش برنامه ریزی نمود.
در انتهای برنامه، عکس یادگاری با سایرین گرفتیم که میتونید اون رو اینجا ببینید. 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 10:0  توسط رضا آذين  | 

از شنبه شب برف نسبتا سنگینی در تهران باریدن گرفت. یکشنبه شب ۱۶/۱۰/۸۶ هم اخبار اعلام کرد که به علت یخبندان همه اداره های دولتی پایتخت به مدت دو روز تعطیله! از همه خنده دار تر، تعطیلی مدارس بوشهر در روز دوشنبه بود، در حالی که نه از برف خبری بود و نه از باران! گویا آقایان می خواستند از پایتخت عقب نمانند!!

من به خاطر برنامه کاری روزانه، صبح دوشنبه مثل همیشه ساعت ۶ از خونه زدم بیرون. رفتم که با مترو زودتر به مقصد برسم. با کمال تعجب، متروی پایتخت ساعت ۶:۱۵ صبح دوشنبه ۱۷/۱۰/۸۶ تعطیل بود. با بدبختی و موندن حدود ۱:۱۵ دقیقه در سرمای بیرون، تکه تکه خودم رو به مقصد رسوندم. در ایستگاههای معروف و پر تردد (مثل میدان انقلاب، میدان ولیعصر و هفت تیر) خبری از اتوبوسها یا تاکسی ها نبود. در حالی که تو این وقت صبح در روزهای عادی ایستگاه ها از زیادی ماشین دارند می ترکند.

واقعا دلیل این تعطیلی چیست؟ اگر مثل همیشه فقط مدرسه ها تعطیل می شد و سایرین به سر کارشون می رفتند چه می شد؟ به نظر من، یکی از دلایل این تعطیلی بی هنگام این است که حضرات برای این که خودشان بهتر از هر ناظر دیگری از وضعیت افتضاح سرویسهای حمل و نقل عمومی تهران مطلعند، خودشان را راحت کردند و با اعلام تعطیلی دو روزه پایتخت (که عملا تا آخر هفته ادامه داشت)، صورت مساله را پاک کردند.

واقعا که مملکت گل و بلبلی داریم. این هفته به خاطر برف تعطیل شد. هفته بعد به خاطر ایام دهه محرم، بعدش به خاطر دهه فجر، متعاقبش به خاطر اربعین و دهه آخر صفر، دست آخر هم که تعطیلات عید نوروز می رسه. راستشو بخواهید، بعضی وقتها به عنوان یه ایرانی از ایرانی بودنم شرم دارم. آخه با اینهمه تعطیلی سهم ما در تولید دانش در دنیا زیر صفره! یه باره بیان تمام مملکت رو تعطیل کنند، اعلام بشه تا آخر سال فقط استانهای بوشهر و خوزستان و کهگیلویه، شرکت نفتی ها و گازیها بیان سر کار تا تولید نفت و گاز متوقف نشه و درامد ارزی و تامین انرژی دچار اختلال نشه، بقیه ملت هم برن برف بازی و عزاداری ابا عبدا... و جشنهای دهه فجر و تعطیلات نوروز!! بعد از ۱۳ بدر هم اگه دوست داشتند بیان سر کار!! به نظر شما اگه این برنامه پیاده بشه اتفاقی می افته؟

از شوخی گذشته، برف و باران از موهبت ها و نعمت های الهی و جلوه های زیبای های طبیعت اند. اما ما در ایران همیشه نگرانیم. نگران اینکه نکند باران ببارد و معابر دچار آبگرفتگی شود. نگرانیم که نکند برف بیاید و مملکت دچار افت فشار گاز شود و حمل و نقل عمومی مختل شود. همین نگرانی ها باعث میشه که نتونیم از لحظه های زیبای نزول موهبت های آسمانی لذت ببریم. تا بوشهر بودم فکر میکردم که فقط زیر ساختهای بوشهر به عنوان منطقه محروم پکیده است. ولی حالا می بینم که کل کشور ما آماده رو در رو شدن با طبیعت نیست. بارش یه برف نه چندان جدی باعث اختلال در سامانه های حمل و نقل زمینی، هوایی، انرژی، راهها و جاده ها، ارتباطات و تعطیلی یکسره پایتخت کشور شده. اگر مثل کانادا، روسیه، سویس یا کشورهای اسکاندیناوی بودیم میخواستیم چکار کنیم؟ واقعا با این زیر ساخت ها میخواهیم در قرن بیست و یکم زندگی کنیم؟ امروز عصر (۵ شنبه ۲۰ دی ماه) بعد از ۳ روز تعطیلی رفتم دانشگاه شریف که امتحان پایان ترم بگیرم. وسط امتحان برق رفت (ساعت ۴ و بیست دقیقه) و بچه ها داشتند از سرما یخ می زدند. ضمن این که کلاس هم تقریبا رو به تاریکی می رفت. یاد خودمون افتادم که در دوره تحصیل لیسانس، ظهر تیرماه برق آبادان قطع می شد و مجبور بودیم در اون گرما درس بخونیم و امتحان بدیم. حالا می بینم وضع پایتخت مملکت بهتر از بوشهر و آبادان نیست.دانشگاه نفت در سال ۷۱ برق اضطراری نداشت. دانشگاه صنعتی شریف هم در سال ۸۶ برق اضطراری نداره. از این به بعد، من و دانشجوهام تو شریف حرف همدیگه رو بهتر میفهمیم! 

راستی چرا ما هیچگاه برنامه درستی برای حال و آینده نداریم؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 20:2  توسط رضا آذين  | 

در يكي از سفرهايي كه از عسلويه برمي گشتم، مسافر كناري من در هواپيما از من پرسيد: رمز موفقيت تو در چيست؟‌ سوال مهمي بود، زيرا من موفقيت را امري مطلق نمي دانم. به اين معني كه ممكن است امري از ديد يك نفر موفقيت به حساب آيد و از ديد نفر ديگر، نه. چند مثال بزنم: نيما، پدر شعر نو ايران در شرايط نسبتا نامناسب اقتصادي مي زيست، ولي او از ديد بسياري از ايرانيان عاشق ادبيات، يك فرد موفق است. همين نيما شايد از ديد يك بازاري، انسان ناموفقي باشد. اگر از ديدگاه افراد مختلف به موضوع موفقيت بنگريم، به موضوعات جالب، متنوع و حتي متضادي بر ميخوريم. يكي موفقيت را در كسب علم و دانش مي بيند. ديگري موفقيت را در كارآفريني و پيشرفت اقتصادي مي نگرد. يك دانشمند علوم زيستي ممكن است آنقدر از مشاهده و ادراك رفتار يك مارمولك احساس شعف و موفقيت كند كه اگر معادل 100 برابر وزن همان مارمولك بهش طلا مي دادند، آنقدر احساس رضايت خاطر نكند. براي يك معلم ابتدايي، مشاهده يك طفل در حال خواندن انشاي خود در جمع دانش آموزان مي تواند احساس رضايتي بيش از موفقيت در دهها معامله اقتصادي يك تاجر ايجاد كند. به نظر من، موفقيت هر فردي بسته به ميزان رضايتي دارد كه وي از پيشبرد اهداف خود و دستيابي به افقهاي زندگي خود به دست مي آورد. همين است كه يك موسيقي دان بخش مهمي از عمر خود را صرف طراحي و نواختن قطعه اي موسيقي در حد 10 دقيقه مي كند تا در مخاطبين خود احساسي حاكي از رضايت به وجود آورد و اين احساس رضايتمندي، موسيقيدان را يك فرد موفق معرفي مي كند. یک پزشک می تواند از یافتن راه درمان یک مرض صعب العلاج احساسی از رضایت داشته باشد، پزشک دیگری همین احساس را هنگام وارد کردن یک دستگاه فوق پیشرفته مورد نیاز بیماران و کسب درامد از این راه داشته باشد.

در دوره اقامت و تحصيل در انگليس با آدمهايي مواجه شدم كه داوطلبانه (بدون چشمداشت مالي)‌ در دانشگاه، موسسات خيريه و حتي ادارات دولتي به ارباب رجوع و دانشجويان خدمات ارائه مي دادند. در يك مورد، با حسين شريفي در لندن براي پست يك بسته به اداره پست رفتيم. خانمي با خوشرويي در اداره را باز كرد و به ما خوشامد گفت و در بسته بندي هم به ما كمك كرد. باور كردني نبود كه او همه اين خدمات را داوطلبانه انجام مي دهد. همچنين در دانشگاه هريوت وات، خانمي به نام فيونا به عنوان مسوول ارتباط با همسران دانشجويان خارجي به طور داوطلبانه كلاسها، سفرها و مراسم متنوع و جذابي را ترتيب مي داد تا بتواند آنها را بيشتر با طبيعت، جغرافيا، فرهنگ، آداب و رسوم، غذاهاي محلي، موسيقي، ... اسكاتلند آشنا سازد. او كه ليسانس هنر داشت، همه اين امور را به طور داوطلبانه انجام مي داد. جالب تر آنكه بيشتر اوقات از خودش هزينه نيز ميكرد. امسال با خبر شدم كه فيونا در سراسر انگلستان مقام اول را در ارتباط با دانشجويان خارجي كسب كرده است. در صحبتهاي وي هميشه موجي از احساس شعف و موفقيت ذاتي احساس مي شد.  برای او همین که یک نفر به تعداد افراد آشنا با اسکاتلند افزوده می شد، عین موفقیت بود.

اين موارد به من ثابت كرد كه اولا موفقيت يك امر نسبي است. ثانيا موفقيت آسان به دست نمي آيد و زحمت دارد. ثالثا همه موفقيت ها را نمي توان با پول سنجيد. رابعا رمز موفقيت هر فرد در تلاش، استمرار و برنامه ريزي وي براي دستيابي به اهدافي است كه در چشم انداز زندگي براي خود تعريف مي كند. خامسا، يك فرد موفق هميشه احساسي حاكي از شعف و رضايتمندي دارد كه اميد به ادامه زندگي را در وي زنده نگه مي دارد.

نظر شما چيست؟
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 7:35  توسط رضا آذين  | 

هفته آخر آذر هر سال از سوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به نام هفته پژوهش نامگذاری شده. در این هفته، دانشگاههای سراسر کشور برنامه های علمی و فرهنگی متنوعی دارند. امسال هم هفته پزوهش در دانشگاه علوم پزشکی بوشهر برگزار شد. روز اول طبق معمول به سخنرانیهای مقامات رسمی اختصاص داشت. در این روز، دکتر تاجیک رییس دانشگاه خلیج فارس و دکتر ابراهیمی رییس دانشگاه علوم پزشکی به علاوه آقای کرمی معاون استاندار سخنرانی کردند. دکتر تاجیک در سخنرانی خود تذکر جالبی دادند: در پوستر رسمی هفته پژوهش، واژه "فن آوری" به جای "فناوری" چاپ شده بود که ایشان به ظرافت به این نکته اشاره کردند. البته پوستر هفته پژوهش یه اشتباه فاحش دیگه هم داشت: دانشگاه علوم پزشکی رو دانشگاه علوم "پژشکی" چاپ کرده بود!

روز دوم که روز دانشگاه خلیج فارس بود، ۵ سخنرانی علمی برگزار شد که بچه های انجمن مهندسی شیمی ایران-شعبه استان بوشهر هم در این روز مشارکت فعال داشتند. انجمن در نمایشگاه هفته پژوهش هم یک غرفه داشت که بچه های عضو انجمن اطلاعات لازم را به مراجعین ارائه می کردند. من طبق پیش بینی ها و ارزیابی هایی که از حوصله مخاطب ایرانی دارم، از قبل به مقامات برگزاری همایش یاداوری کرده بودم که ۵ سخنرانی در یک نیم روز حوصله آدم را سر می برد. همین طور هم شد و برای دو سخنرانی آخر، مخاطب کمی در سالن حضور داشت. ضمن این که مجری مراسم به هیچ وجه در حد یک سمینار علمی عمل نکرد و اجرای وی، وقت زیادی از همایش را به هدر داد. به نظر من، یک دانشجوی کار درست بهتر از ایشان میتوانست برنامه را اجرا کند. کما اینکه در سمینارهای تخصصی انجمن، اعضای هیات علمی و دانشجویان مهندسی به خوبی مراسم را مدیریت می کنند. متاسفانه آقای سروری مجری صدا و سیما که اجرای همایش روز دوم رو به عهده داشت، سمینار تخصصی رو با شب شعر محلی اشتباه گرفته بود! و گه گاه در بین مراسم، حضار غیر رو با اشعار محلی حاوی مضامینی چون "شی چُل بیگ غولو" و "کرزنگرو"، به فیض می رساند!!!!! 

در این روز ما شاهد حضور کمرنگ دانشجویان علوم پزشکی در سمینار بودیم. این امر باعث اعتراض برخی سخنرانان شد که با وجود تخصص در رشته های دیگر، موضوعات و محتوی سخنرانی خود را به احترام مکان برگزاری سمینار با سمت و سوی علوم پزشکی برگزار کردند.

من البته روزهای دیگر هفته پژوهش در بوشهر نبودم. از این رو ایده ای از چگونگی ادامه مراسم هفته پژوهش ندارم. اما یادداشت زیر را یکی از دانشجویان شرکت کننده در روز دوم نوشته که عینا و بدون شرح اضافی نقل می کنم:

درود
چطور میشود بدون هماهنگی تنظیم وقت نظم و امثالهم به امر پژوهش پرداخت و از دل آن توسعه بیرون آورد یا برای آن برنامه ریزی کرد.درست است که نمی بایست بدون پژوهش تصمیم گیری کنیم .اما مسئله پژوهش خود نیاز به یک سری پیش شرط از جمله مدیریت زمان و منابع و امکانات دارد .حلقه مفقوده اغلب-شاید تمامی-امور ما به گمانم باید همین باشد. ناهماهنگی امروز برنامه هفته پژوهش از تاخیر نیم ساعته آغازین مراسم گرفته تا انتخاب مجری و سرکار گذاشتن مردمی-یا فردی- که دوست ندارند وقتشان به همین راحتی مثل دیگران بگذرد همه وهمه نشان از این دارد که کسانی که متولی پژوهشند یا آنرا داد میزنند یا به آن اعتقادی ندارند و صرفا تکلیفی را از سر میگذرانند یا اینکه از ملزومات پژوهش شناخت چندانی ندارند . به خیالم که باید سلسله جلساتی را در باب مبانی نظری پژوهش و توسعه و تصمیم گیری و الخ برگزار کرد تا اینقدر شاهد ارائه مقاله های تکراری و تکرار نمایش گاه های هر ساله نباشیم . کمی نوآوری را میبایست در هفته پژوهش امسال میدیدیم که تا کنون ندیده ایم . از تکرار نمایش های تکراری نمیتوان امیدی برای پیشرفت در دل بست .
پاینده باشید

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 16:22  توسط رضا آذين  |