این روزها اخبار زیادی راجع به پیشرفتهای علمی در ایران به گوش می رسد. روزانه اخبار پیشرفتهای علمی و فنی در حوزه های مختلف از پزشکی تا مهندسی و علوم پایه در بخشهای تحقیقات بنیادی و کاربردی اعلام می گردد. قطعا بررسی و اظهار نظر در خصوص همه این اخبار و گزارشها کار یک نفر نیست، بلکه هر کس تنها در حوزه کوچکی از علوم که آشنایی بیشتری دارد می تواند اظهار نظر و قضاوت کند. اما تحقیقات در هر حوزه و مربوط به هر رشته ای که باشد، نیازمند رعایت اصول و قواعد علمی است. بزرگی تحقیق را اینگونه تعریف می کند: تحقیق، ۹۹٪ تکرار و ۱٪ نوآوری است. قضاوت درستی یا نادرستی این تعریف به عهده شما. ولی اگر این تعریف را بپذیریم، محقق باید اشراف کامل به مبانی تحقیق و شناخت کافی از مساله مورد تحقیق داشته باشد تا بتواند آن ۱٪ نوآوری را بروز دهد. پیدا کردن اشراف و شناخت به مساله مورد تحقیق نیازمند مطالعه فراوان است، که ما در تحقیق به نام مرور مطالعات گذشته یا Literature Review می شناسیم. مدت زمان این مرحله از کار پژوهش بستگی به نوع پژوهش (بنیادی، کاربردی یا توسعه ای) دارد و ممکن است چند ماه یا حتی یکی دو سال طول بکشد. بعد از آن است که محقق می تواند ادعا کند که اشراف کافی نسبت به صورت مساله پیدا کرده است. در طول این بازه، محقق گاه نیاز به انجام محاسبات یا آزمایشهای مقدماتی پیدا می کند تا دید بهتر و کاملتری نسبت به کارهای انجام گرفته در آن حوزه به دست آورد. این مرحله به نام بازتولید نتایج یا Reproduction of Results شناخته می شود. تا این مرحله، محقق دانش خود را نسبت به صورت مساله کامل کرده است و از اینجا به بعد است که قادر است در حوزه تخصصی خود نوآوری کند. بدون طی کردن این مراحل، بعید است که تحقیقات نوآورانه صورت بگیرد.

با این مقدمه، حال هر کس می تواند قضاوت کند که در رشته تخصصی خودش چقدر تحقیقات اصولی و اساسی در ایران انجام می گیرد و چند درصد از مقالات و گزارشهای علمی که سالیانه در مجلات علمی و کنفرانسها ارائه می شود، از نوآوری برخوردار است.
مطلب دیگر این که در بین دانشجویان دوره لیسانس، گاه افرادی دیده می شوند که علاقه ذاتی به پژوهش دارند. پاره ای اوقات در دانشگاه مجال و فرصت پرداختن به پژوهش و حمایت از دانشجو در این راه وجود دارد ولی در اغلب اوقات اینطور نیست. از این رو، معمولا دانشجو لیسانس میگیرد بی آنکه حداقل چند تحقیق اماتوری انجام بدهد و با روش تحقیق آشنا گردد. در این خصوص، لازم است دانشجویان پیش از هر چیزی به تقویت بنیه های علمی خود و فراگیری مبانی تخصصی رشته خود بپردازند و سپس به فکر تحقیق باشند. ما در مقطع لیسانس اگر بتوانیم به دانشجویان یاد بدهیم که تا مرحله بازتولید نتایج پیش بروند کار بزرگی کرده ایم.

مطلب بعدی این که برای دانشجویان مهندسی، داشتن دیدگاه فنی و عملی و لمس واقعی صنعت یک پیش نیاز مهم در امر تحقیق است. این دید فنی از طریق کارآموزی و کار در صنعت به دست می اید. با کمال تاسف، مقوله کارآموزی و کارورزی در دانشجویان غیر پزشکی امری فراموش شده است و جدی گرفته نمی شود. دانشجو در مدت 4-5 سالی که در دوره لیسانس تحصیل می کند، جمعا 200 ساعت کاراموزی مفید ندارد. از این رو، این مقطع (و مقطع بالاتر) فقط منجر به کسب مدرک با انبوهی از مطالب تئوری در ذهن دانشجو می شود. لذاست که می بینیم یک جوان فارغ التحصیل وقتی وارد محیط کار می شود، تازه می فهمد که چه چیزهایی بلد نیست، چیزهایی که می توانست در طول دوره تحصیل یاد بگیرد و نگرفته. ولی یک دانشجوی پزشکی حداقل ۳ سال از دوره ۷ ساله تحصیل خود را به طور همزمان در کلاس درس و مراکز درمانی و بیمارستانی می گذراند و به طور عملی در رشته خود تجربه کسب می کند. از این رو، به محض فراغت از تحصیل صلاحیت کار در مطب یا بیمارستان دارد، ولی یک دانش آموخته علوم پایه یا مهندسی پس از استخدام تازه باید ۶-۹ ماه کارآموزی کند.
بدون داشتن این زمینه ها و بدون انجام تحقیقات همراه با رعایت مبانی آن، آنچه به عنوان تحقیق و رشد و شکوفایی علمی و نوآوری در عرصه علم و دانش مطرح می شود، چیزی بیش از نوعی دستپاچگی علمی نیست. دستپاچگی علمی را می توان به انجام تحقیقات شتابزده، بدون رعایت اصول و پیش نیازهای آن اطلاق نمود. تحقیق و پژوهش بدون داشتن پایه علمی لازم و بدون رعایت اصول و پیش نیازهای لازمه تحقیق، چیزی فراتر از خواب و خیال نیست و کشور را به جایی نمی رساند.
