تبليغاتX
مرد نفتي

مرد نفتي

بوشهر، دریا، نفت و گاز

در رشته مهندسي شيمي (نفت، گاز، پتروشيمي)، دانشجويان مقطع ليسانس درسي را به نام طرح و اقتصاد مهندسي مي گذرانند. آنها در اين درس، مباني و كلياتي از دانش اقتصاد را فرا ميگيرند. اين درس معمولا آخرين درس مهندسي در اين رشته است. تركيب اقتصاد با دانش مهندسي نتايج ملموس و جالبي دارد. آدم ياد ميگيرد كه همه آنچه به نام اصول مهندسي خوانده، در عمل وقتي كاربرد پيدا مي كند كه اصول اقتصادي را نيز رعايت كند. وقتي يك مهندس، اقتصاد را بداند، طراحي ها و محاسبات مهندسي را مبتني بر روابط هزينه فايده و بهره وري اقتصادي انجام مي دهد. تا آنجا كه سراغ دارم، اين درس در رشته هاي مهندسي ديگري به جز مهندسي شيمي ارائه نمي شود. در حالي كه ساير رشته ها نيز به اين درس و اين دانش نيازمندند. مثلا وقتي يك مهندس مكانيك مي خواهد قطعه اي يا سردخانه اي  يا نيروگاهي يا ...را طراحي كند، يا وقتي يك مهندس عمران مي خواهد راه، پل، يا ساختمان را طراحي و محاسبه كند، اگر محاسباتش بدون لحاظ كردن اصول اقتصادي باشد، چيزي بيش از يك تمرين مهندسي نيست. همينطور يك مهندس برق، مخابرات، يا ساير رشته هاي مهندسي. ولي اگر در طراحي و محاسبات مهندسي توام با مواردي مانند تعيين سرمايه ثابت، سرمايه در گردش، نرخ بازگشت سرمايه، استهلاك، نقطه سر به سري، بهاي تمام شده محصول، بازارهاي هدف، اثرات تورم بر سرمايه گذاري و مواردي از اين دست را در نظر بگيرد، شانس اين كه محاسبات مهندسي به دنياي واقعي وارد شود و به عمل برسد، زياد است، زيرا هيچ بعيد نيست كه برخي گزينه هاي طراحي مهندسي و توليد كه با محاسبات و اصول علمي سازگارند و مو لاي درزشان نمي رود، با اقتصاد ناسازگارباشند و به سود دهي نرسند و صاحب فن يا ايده را به خاك سياه بنشانند. محاسبات اقتصادي، فن انتخاب گزينه هاي به صرفه از ميان گزينه هاي شدني موجود است.

اوضاع اقتصاد مهندسي در كشور خودمان كه معلوم است! به نظرم، يكي از علل شكست پروژه هاي صنعتي و مهندسي در كشورمان، نشناختن و رعايت نكردن اصول اقتصادي توسط سرمايه گذاران و مهندسين است.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 16:30  توسط رضا آذين  | 

همه ما كلياتي از كيفيت بنزين مطلوب و مناسب براي موتور خودرو مي دانيم. بهسوزي بنزين، يكي از موارد مهم در افزايش طول عمر موتور، كاهش هزينه هاي تعمير و نگهداري خودرو، كاهش مصرف سوخت، كاهش آلودگي هوا و بهبود سلامت جامعه انساني و محيط زيست مي باشد. هرگونه آلودگي بنزين به مواد و تركيبات شيميايي منجر به بروز مشكلاتي در خودرو مي شود.

با اين حال، بد نيست بدانيد كه در برخي پمپ بنزين هاي كشور، بنزين به فراورده هاي ديگر نظير نفت سفيد، گازوييل، يا حتي روغن سوخته آلوده مي باشد. اين آلودگي در مبداء بارگيري بنزين يعني انبار نفت رخ نمي دهد بلكه در محل تخليه و در مخازن زير زميني نگهداري فراورده در پمپ بنزين ها بروز مي كند.  اين حادثه گاهي به طور سهوي و در اثر اشتباه كارگران پمپ بنزين حين تخليه نفتكش ها و اتصال اشتباه نفتكش به مخازن زير زميني اتفاق مي افتد. در پاره اي موارد نيز اين حادثه به طور عمدي و با هدف سودجويي رخ مي دهد. تصور كنيد كه يك نفتكش حامل گازوييل به مخزن بنزين پمپ بنزين تخليه شود. در اثر اين كار، چقدر درامد نصيب صاحب پمپ بنزين مي شود؟

فرض كنيد كه 5000 ليتر گازوييل به مخزن بنزين وارد شود. اين مقدار گازوييل با بنزين مخلوط شده به قيمت بنزين فروخته خواهد شد. در اين صورت، اختلاف درامد ناشي از اين خطا برابر با (16-100) 5000= 420000 تومان است. به عبارت ديگر، در اثر اين اشتباه، روزانه 420000 تومان به درامد پمپ بنزين افزوده مي شود. اگر اين خطا فقط هفته اي يك بار رخ دهد، افزايش درامدي برابر با 21840000 تومان براي صاحب پمپ بنزين دارد. اين يعني سالي حدود 22 ميليون تومان درامد حاصل از غش در معامله! اگر به جای گازوییل، روغن سوخته با بنزین مخلوط شود، درامد حاصله از این هم بیشتر می شود. حالا در اثر اين غفلت، چقدر خسارت مضاعف به دارنده خودرو تحميل مي شود، حكايت ديگري است.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 9:7  توسط رضا آذين  | 

از همه دوستاني كه در ميزگرد هاي مجازي ماههاي گذشته شركت كردند تشكر مي كنم. مثل  ماههاي گذشته، منتظر شرکت شما در ميزگرد مجازي و دريافت نظرات ارزشمند شما هستم. 

پرسش تير ماه: به نظر شما، راههاي تعديل و كاهش مصرف سوخت در كشور كدامند؟

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 13:20  توسط رضا آذين  | 

در كشور ما، ذخایر نفت و گاز عموماً در مناطق دوردست و نقاطی یافت می شوند که از نظر شاخص های توسعه در سطح پایینی واقع شده اند. متعاقب اکتشاف نفت و گاز، احداث تاسیسات و شهرک ها و شهرهای مسکونی ویژه کارکنان متولی اداره تاسیسات و خانواده های آنها در دستور کار وزارت نفت قرار مي گیرد و به یک باره ساکنین بومی و محروم مناطق نفت خیز، شهرها، شهرک ها و مناطق توسعه یافته و استاندارد محصور در حصارها و فنس ها در مقابل خود می بینند و اولین چیزی که در ذهن آنها تداعی می شود، وجود تبعیص میان خود و ساکنین آن سوی حصارها است: امکانات رفاهی مانند آب، برق، بهداشت، آموزش، فضای سبز،... آن سوی حصار هیچ تناسبی با فقر، محرومیت، توسعه نیافتگی این سوی ندارد. کمتر تعاملی بین ساکنین دو سوی فنس برقرار می گردد و هر گروه تناقض ها را تنها از زاویه نگاه خود تحلیل می کند. پرسنل شاغل در وزارت نفت و خانواده های آنان، امکانات را حق طبیعی خود می دانند و چنین تحلیل می کنند که این خدمات در ازای دوری از شهر و دیار و سکونت در مکانی(گاه) دوردست به آنان اعطا شده است. ساکنین بومی نیز با مشاهده این امکانات در می یابند که منطقه شان كه ساليان درازي بدون توسعه و در محروميت مانده است، قابليت تغيير و بهبود را داشته است. آنان متوجه مي شوند كه با تخصيص امکانات می توان منطقه را آباد نمود و همچون مناطق برخوردار كشور، بهتر زندگی نمود و با اشتغال به اموري غير از آنچه تا به حال مي شناختند و پيشه خود ساخته بودند، حال و آینده بهتری را برای خود و فرزندان تصور و ايجاد نمود. رشد اختلاف طبقاتي و فرهنگي باعث بزرگتر شدن فاصله ميان ساكنين دو سوي فنس ها مي شود. این چالش ها در طی سالیان دراز در حال تکرار شدن و باز تولید در مناطق نفت خیز (به و یژه جنوب کشور) می باشد. در حقيقت، با حضور گسترده صنعت نفت در مناطق محروم كشور، اولين پرسشي كه در ذهن ساكنين بومي مناطق نفتخيز (كه گاه از چنديد نسل پيشتر در آن زيسته اند) نقش ميبندد، چرايي توسعه نيافتگي منطقه تا كنون است. ذهن آنان ديگر نمي تواند همه چيز را به دست قضا و قدر بسپارد. مرگ مادران و فرزندان به دليل نبود بهداشت و آب آشاميدني سالم، بي سوادي به دليل نبود يا كمبود مدرسه و معلم، خستگي روح و روان به دليل نبود مراكز فرهنگي و تفريحي، و دهها كمبود از اين دست، ديگر نمي تواند ناشي از سرنوشت محتوم و تقدير و پيشاني سياه ساكنين و جبر روزگار بر اين منطقه باشد، بلكه به تدريج نزاعي بين باورهاي گذشته و واقعيت هاي حال در ذهن ساكنين بومي ايجاد مي شود كه ايشان را نسبت به حقوق خود آگاه تر و خواسته هاي آنان را واضح تر و اساسي تر مي گرداند.

در ساده ترین حالت، انباشتن  این چالش ها در ذهن ساکنین بومی مناطق نفت خیز به ایجاد احساسات ناخوشایند از دولت و حکومت به خاطر تقسیم ناعادلانه امکانات میان شهروندان خود می انجامد. آنان با اشاره به اين واقعيت كه شهروندان اين مرز و بوم هستند، بر برخورداري از امكانات يكسان و پا به پاي ساكنين آن سوي فنس و شهروندان جديد الورود تاكيد مي نمايند. در صورت براورده نشدن اين خواسته، گاه پیش آمده است که احساسات ناخوشایند به شکل های خشن بروز می نماید تاحدی که کوچکترین چالش میان طرفین به نزاع و درگیری هایی می انجامد که بعضاً با دخالت مدیران ارشد منطقه و وزارتخانه یا حتی دخالت قوای قهریه پایان می یابد. در این میان، وزارت نفت هم خود را به عنوان کارگزار دولت در توسعه صنایع نفت، گاز و پتروشیمی و نه متولی توسعه مناطق نفت خیز می داند. به زعم مديران و مسوولين نفت، گاز و پتروشيمي، اين وزارتخانه به عنوان كارگزار دولت در توسعه و بهره برداري از منابع نفت و گاز كشور با هدف تامين ارز براي كشور در مناطق نفت خيز فعاليت مي كند و ايجاد امكانات رفاهي، توسعه فضاهاي فرهنگي، گسترش زير ساخت ها و ... در مناطق عملياتي به عهده اين وزارت خانه نيست و هر يك از امور ياد شده، متولي خود را در كشور و استان و منطقه دارد و وزارت نفت نبايد و نمي تواند به جاي همه دستگاههاي دولتي در يك منطقه فعاليت كند.

تحليل شما از اين واقعيت اجتماعي چيست؟ به نظر شما راه حل هاي مرتفع سازي اين چالش ها كدامند؟

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 8:42  توسط رضا آذين  |