تبليغاتX
مرد نفتي

مرد نفتي

بوشهر، دریا، نفت و گاز

در ارتباط با اهميت جنگل هاي مانگرو و آثار آلودگي هاي نفتي بر اين زيستگاه مهم، كتابي را ترجمه كرده ام كه ان شاا... همين امسال توسط انتشارات دانشگاه علوم پزشكي بوشهر و به همت استاد فرهيخته، دكترنبي پورچاپ خواهد شد. مناسب ديدم بخش هايي از نكات مهم اين كتاب را تقديم شما كنم:

جنگل هاي مانگرو در سراسر جهان منطقه اي به مساحت تقريبي 240000 كيلومتر مربع را در خطوط ساحلي محافظت شده در مناطق گرمسيري ( استوايي) و زير گرمسيري را مي پوشانند.معمولاً مانگروها خطوط ساحلي را مي پوشانند كه صخره هاي مرجاني در فراساحل آن زندگي مي كنند و اين دو زيست بوم ارتباط نزديكي با يكديگر دارند. از يك سو، مانگروها مانند صافي، رسوبات اضافي را كه به مرجان ها آسيب مي زند به دام مي اندازند. از سوي ديگر، مرجانها از سواحل جنگل هاي مانگرو در مقابل انرژي امواج شديد محافظت مي نمايد. هر دو زيست بوم به شدت در مقابل ريزش نفت آسيب پذيرند.

مانگروها در طول خط ساحلي واقع شده اند، نقش مهمي در تشكيل خاك، حفاظت از خط ساحلي و پايدارسازي دارند. ساختار رو زميني و گستره ريشه جنگل مانگرو (ريشه هاي پايه، آويزان و جاذب هوا) به صورت الك عمل مي كنند و از سرعت و تنش برشي جريانها مي كاهند.

ميگو كه يك منبع مهم شيلاتي به شمار مي آيد، غذا و پناهگاه خود را در جنگل هاي مانگرو مي يابد.

مانگروها به شدت مستعد آلودگي نفتي هستند. آلودگي گياه به نفت باعث مرگ آن ظرف چند روز تا چند ماه مي شود. هنگام آلودگي به نفت، آسيب ها فقط متوجه گياه نمي شود، بلكه تمام جانوران و گياهان وابسته به زيست بوم مانگرو از آن آسيب مي بينند.

آلودگي نفتي مانگروها در سواحل عربستان سعودي در جريان جنگ 1991 خليج فارس منجر به مرگ بافت هاي ريشه هاي هوايي گياهان شد.

در سواحل عربستان سعودي كه در طول جنگ خليج فارس آلوده به نفت گرديد، دماي پيراموني خاك را به حدي بالا برد كه رويش و رشد گياهان جزر و مدي به شدت تحت تاثير قرار گرفت.

مانگروها به شدت مستعد آلودگي نفتي هستند. آلودگي گياه به نفت باعث مرگ آن ظرف چند روز تا چند ماه مي شود.

نفت هاي سبك بيش از نفت هاي سنگين باعث مسموميت گياه مي شوند. هوازدگي زياد، معمولا از سميت نفت مي كاهد.

مانگروهاي آسيب ديده از نفت معمولا دچار زرد شدن برگ، برگريزان و مرگ مي شوند. واكنش هاي ظريف تر شامل شاخه دار شدن شاخه هاي جانبي، ناتواني در جوانه زدن، كاهش تاج پوشش گياه، افزايش سرعت جهش و حساسيت بيشتر به ساير تنش ها مي شود.

روش هاي مقابله با آلودگي كه كه تماس نفت با مانگرو را كاهش مي دهند، مانند استفاده از مواد پخش كننده شيميايي، باعث كم شدن مسموميت گياه مي شود. آثار بالقوه استفاده از اين مواد عبارت از افزايش سميت در جوامع همجوار و افزايش نفوذ نفت پخش شده در بستر رسوبي مانگرو مي باشد.

موجودات زنده (گياهان و جانوران) وابسته به جنگل مانگرو، پس از آلودگي نفتي سريع تر از خود گياه بازيابي مي شوند و مانگرو به زمان بيشتري براي بهبودي نياز دارد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 15:6  توسط رضا آذين  | 

مطلب زیر در روزنامه هم میهن مورخ ۲۰/۳/۸۶ چاپ شده است. خوب به جنبه های تراژدیک آلودگی خلیج فارس که از زبان یک مقام مسوول بیان شده و سرنوشت دردناک گیاهان حرا در عسلویه دقت کنید. آیا این وضع قابل تحمل است؟ آیا ما مسوولیتی در قبال محیط زیست و آینده گان نداریم؟ مسوولین استان کجا هستند؟ آیا باید اجازه داد تا به بهانه توسعه، همه دارایی های طبیعی استان به تاراج رود؟نظر شما چیست؟

بندر امام‌خميني كانون بحراني محيط‌زيست

مژگان جمشيدي:زمستان سال گذشته بود كه مجتمع پتروشيمي شهيدتندگويان در بندر امام‌خميني ناگهان تصميم به خاموشي گرفت. خاموش‌شدن ناگهاني واحدهاي توليدي اين مجتمع از به‌كار افتادن سيستم‌هاي دفع و تصفيه فاضلاب و پساب‌ها منجر شد و نهايتا در فاصله كمتر از 24 ساعت حجم عظيمي از پساب‌هاي سمي پتروشيمي وارد دريا شد. ده‌ها هزار ماهي و انواع آبزيان در همين مدت زمان كوتاه جان باختند. به نحوي كه سطح ‌آب با لاشه آبزيان مرده فرش شد.

رخداد مرگ‌ومير وسيع آبزيان دريايي در سواحل جنوبي ايران در خليج‌فارس، تراژدي تلخ و غمباري است كه هرچند وقت يكبار و تقريبا هر ساله تكرار مي‌شود. اما نه‌تنها مرگ‌ومير موجودات دريايي كه حتي تولد نوزادان ناقص‌الخلقه، عقيم‌شدن مردان و زنان ساحل‌نشين و افزايش نرخ ابتلا به سرطان هم تاكنون نتوانسته مسوولان و دولتمردان را به تكاپو واداشته تا جلو اين قبيل فجايع را بگيرند.

همه اين اتفاقات در حالي در ايران به وقوع مي‌پيوندد كه معاون محيط‌زيست دريايي سازمان محيط‌زيست خود شخصا به ضعف برنامه‌هاي فرهنگي در زمينه محيط‌زيست بين مردم و مسوولان در ايران اعتراف و از رسانه‌ها دعوت به همكاري مي‌كند.

دكتر نبوي، معاون محيط‌زيست دريايي سازمان محيط‌زيست ديروز در جمع خبرنگاران گفت: «همين كشور عمان در همسايگي ما در درياي عمان امروز به حدي در زمينه محيط‌زيست پيشرفت كرده كه پايتختش سال گذشته جزو پاك‌ترين شهرهاي جهان بود. در حالي كه به ياد دارم سال‌هاي قبل از انقلاب، وضعيت اين كشور چگونه بود و حتي برخي از مردم پابرهنه بودند، اما اكنون تا اين حد در زمينه محيط‌زيست پيشرفت داشتند.»

اميد صدقي، قائم مقام معاون محيط‌زيست دريايي سازمان محيط‌زيست نيز در ادامه، بندر امام‌خميني را يكي از بحراني‌ترين مناطق ايران از نظر وضعيت محيط‌زيست عنوان كرد كه عمده اين معضلات به‌واسطه عدم رعايت ملاحظات زيست‌محيطي واحدهاي پتروشيمي رخ داده است.

وي در ادامه در گفت‌وگو با «هم‌ميهن» درباره آلودگي واحدهاي پتروشيمي پارس‌جنوبي گفت: «مشابه اين اتفاق در عسلويه هم افتاده و همه روزه مي‌افتد. به‌عنوان مثال، واحد پتروشيمي فاز 6 پارس‌جنوبي كه ساخت كارخانه آجيپ ايتالياست به‌شدت آلود‌كننده محيط است، چون روزانه چندين‌تن سود سوزآور را مستقيما وارد دريا مي‌كنند و حتي وقتي ماموران ما قصد ورود به مجتمع براي نظارت و پايش داشتند يا آنها را راه ندادند يا اطلاعات را ارائه نكردند كه البته سازمان از آنها به دادگاه شكايت كرده است

وي همچنين وضعيت پارك ملي «ناي‌بند» را به‌عنوان يكي از اكوسيستم‌هاي منحصر به‌فرد دريايي در بوشهر بسيار وخيم عنوان كرد و افزود: «اخيرا جاده‌اي توسط پارس‌جنوبي در منطقه احداث شده كه به‌دليل نبود «كالبرت» در زير جاده، درختان حرا در مجاورت منطقه نابود شده‌اند.»

به گفته او، يك ماه قبل جمع كثيري از محيط‌بانان سازمان محيط‌زيست از سراسر كشور با حضور در پارك ملي «ناي‌بند» اقدام به انجام يك مانور زيست محيطي در منطقه كردند تا توان ماموران گارد محيط‌زيست به‌نمايش گذاشته شود.صديقي در ادامه توسعه بنادر شهيدرجايي در هرمزگان و شهيدبهشتي در چابهار را از جمله تهديدات اخير سواحل مرجاني ايران بعد از دخل و تصرفات پارس‌جنوبي در «ناي‌بند» عنوان كرد و افزود: «با اجراي طرح توسعه بندر شهيدبهشتي قرار است 700 هكتار از سواحل دريا در خليج‌ چابهار خشكانده شود كه در اين ميان يكي از مهمترين ذخاير مرجاني ايران در اين منطقه واقع شده كه خطر نابودي آن را تهديد مي‌كند و سازمان محيط‌زيست با آن مخالفت كرده است. در حالي كه مي‌توان با صرف هزينه‌اي بيشتر هم بندر را توسعه داد و هم اين منطقه را حفظ كرد.»

در ادامه اين نشست، معاون محيط‌زيست دريايي سازمان محيط‌زيست نيز با اعلام اين خبر كه طرح جامع پايش و اندازه‌گيري آلاينده‌ها در درياي‌خزر و خليج‌فارس به‌زودي توسط اين سازمان به اجرا گذاشته مي‌شود، از آلودگي بالاي آب‌هاي ايران به فلزات سنگين و سموم دفع آفات و نفت ابراز نگراني كرد.

دكتر نبوي در اين‌باره از مرگ حدود 300 ماهي خاوياري در درياي‌‌خزر و نزديك به يك‌ هزار فوك در سواحل قزاقستان در سال گذشته خبر داد و ادامه اين روند را زنگ خطري جدي براي كشورهاي منطقه برشمرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 16:48  توسط رضا آذين  | 

استاد گرامي آقاي محمد دادفر سوالي راجع به اصطلاح نفت اندازي در متون كلاسيك ادبيات فارسي و ارتباط آن با واژه نفت در متون فني پرسيدند. اين امر انگيزه اي براي من شد تا به جستجوي واژه نفت در ادبيات فارسي بپردازم. بدين منظور، در بررسي لغت نامه دهخدا به موارد زير رسيدم:

واژه نفت در اوستا به نام نپته  آمده است. همچنين در اوراق پهلوي واژه نفت آمده است.

واژه نبطو به معني نفت، واژه اي اكدي است و از اين زبان به زبانهاي ديگر رفته است و مفهوم آن، نبوط است يعني خروج از جوف زمين و چون آن را بسوزانند درخشندگي گيرد. عراق (يا سرزمين اكد، آشور و بابل) از زمان هاي قديم منبع نفت بوده است، چنانكه اكنون نيز هست. از اين رو، نفت درزمان معاصر و توسط ادوين دريك آمريكايي در ميانه قرن نوزده ميلادي كشف نشده است، بلكه او تنها نخستين بهره بردار صنعتي از مخازن نفت در عصر جديد بوده است و ايرانيان و همسايگان آنها آغازگر بهره برداري از منابع نفت در جهان بوده اند. وجود نفت از زمان هاي بسيار دور در عراق شناخته بوده است زيرا به صورت درياچه هايي بر سطح زمين بوده در شب مي درخشيد و نور آن از دور پيدا بود.

واژه نفت در متون كلاسيك ادبيات فارسي به كرات به كار رفته است و اين نشان مي دهد كه ايرانيان حداقل هزار سال پيش نفت را مي شناخته اند و آن را به كار مي برده اند. به اشعار زير دقت فرماييد:

بياگند چرمش به زهر و به نفت                      سوي اژدها روي بنهاد تفت (فردوسي)

به اسب و به نفت آتش اندر زدند                     همه هنديان دست بر سر زدند (فردوسي)

نفت افروخته شود ز نهيب                             مغز بدخواه او ميان عظام (فرخي)

از آتش بر افروخت نفت سياه                          بجنبيد از آن كاهنين بد سپاه (فردوسي)

از هليله قبض شد اطلاق رفت             آب، آتش را مدد شد همچو نفت (مولوي)

شتر وار سيصد ز نفت سياه                            بيارند بر بارها تا دو ماه

گرچه در نفت سيه چهره توان ديد و ليك          آن نكوتر كه در آيينه بيضا بينند

البته همانطور كه گفتم، نفت در اوستا نيز امده است. از اين رو، شناسايي و به كار گيري نفت توسط ايرانيان، دست كم به زمان اوستا  مي رسد.

علاوه بر نفت، واژگان و اصطلاحات زير در ادبيات كلاسيك ايران به كار رفته است:

نفت اندازي يا نفت انداختن: به معني پرتاب كردن شيشه هاي نفت به وسيله دست يا منجنيق به طرف دشمن. آتشبازي نيز معني مي شود:

هندويي نفت اندازي همي آموخت. حكيمي گفت ترا كه خانه نئين است، بازي نه اين است (سعدي)

حراقه، نوعي كشتي جنگي داراي منجنيق بوده كه براي پرتاب نفت سوزان به سوي دشمن به كار مي رفته است.

نفت انداز: آتشباز- گلوله انداز-كسي كه توپ و تفنگ را سر دهد.

آتش اندر نفت زدن: شادي به كمال و انبساطي به غايت نمودن:

گل سرخ گفت آتش اندر نفت زنيد كه دولت، دولت ماست.

اميدوارم در حد بضاعت اندك خود به پرسش آقاي دادفر پاسخ داده باشم. شايد بتوان زمينه اي براي كار تحقيقي و كاوشي بر روي نفت در ادبيات فارسي با هدف معرفي جهاني به كارگيري نفت توسط ايرانيان ايجاد نمود. حاضرم در اين خصوص با آقاي دادفر و ديگر دوستان علاقه مند همكاري كنم.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 8:59  توسط رضا آذين  | 

دوست گرامي محمد جواد غریبی پيشنهاد داده بود كه پرسش اين ماه را به بنزين اختصاص دهم. ضمن احترام به نظر ايشان، پرسش زير را براي ميزگرد مجازي خرداد مطرح مي كنم. اميدوارم كه مثل قبل، با ارائه نظرات ارزشمند خود در اين ميزگرد شركت كنيد و از نظرات خود، تجربیات جهانی، آفات و آسیب های این طرح و راه حل های پیشنهادی خود بگویید:

پرسش خرداد 86: به نظر شما، آيا سهميه بندي بنزين مي تواند گشايشي در  مشكل مصرف بي رويه آن ايجاد كند؟

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 8:51  توسط رضا آذين  | 

در پست قبل اشاره به اين موضوع شد كه برخي رشته هاي كلاسيك قادر به حل مسائل كلان دنياي امروز نيست و گستردگي و پيچيدگي اين مسائل نياز به بهره گيري از تخصص هاي مختلف دارد. اساسا، بين رشته گرايي شامل برخورد با مسائل از زوايا و روشهاي مختلف مي گردد كه در نهايت مرزهاي رشته ها را در نورديده تا روش جديدي براي فهم مناسب موضوع شكل گيرد. همچنين، برخي رشته هاي جديد مانند نانو تكنولوژي كه نمي توان در قالب يك رشته كلاسيك علمي جا داد، به عنوان حوزه هاي ميان رشته اي قلمداد مي شود. ويژگي برجسته بين رشته گرايي، نگاه جامع آن  به دانش و ساير حوزه ها است.

 برخي رشته هاي جديد حاصل تركيب دو يا چند رشته عبارتند از:

ü      فراوري داده كوانتوم (Quantum Information Processing) حاصل ادغام عناصري از فيزيك كوانتوم و علوم رايانه است.

ü      اطلاع رساني زيستي (Bioinformatics) از تركيب زيست شناسي مولكولي و علوم رايانه ايجاد شده است.

ü      قوم نگاري (ethnography) كه پيشتر در حوزه هاي مردم شناسي مطالعه مي شد، اما اخيرا با حوزه هاي روان شناسي، فلسفه، جامعه شناسي و رشته هاي ديگر عجين شده است.

ü      همچنين مي توان از فيزيك موسيقي، اقتصاد سياسي، بوم شناسي (اكولوژي) اجتماعي، روان شناسي اجتماعي، جامعه شناسي تاريخي و سياست ادبيات نام برد.

افرادي كه در حوزه هاي جديد ميان رشته اي تحصيل و تحقيق مي كنند يا در زندگي خود به شكل ميان رشته اي عمل مي كنند، معمولا به عنوان افراد پيشتاز (يا حتي ريسك پذير) علوم شناخته مي شوند و در مرزهاي پژوهش، دانش و فناوري حركت مي كنند. در اين مسير، افراد ميان رشته قادر به درك و مبارزه با چالشها و مسائل حال و آينده بشريت مي باشند.

در يك سطح ديگر، بين رشته گرايي به عنوان درمان آثار منفي ناشي از تخصص گرايي افراطي نگريسته مي شود. بعضي افراد، تخصص گرايي افراطي را از ابعاد معرفتي و سياسي به نقد كشيده رد مي كنند. از سوي ديگر بايد توجه داشت كه گرايشهاي بين رشته اي اساسا مديون افراد متخصص در رشته هاي خود است زيرا بدون حضور متخصصين، بين رشته گرايي از داشتن اطلاعات تخصصي و افراد متخصص براي مشاوره محروم است. همچنين، زماني كه پژوهشها و همكاري هاي بين رشته اي منجر به راه حل هاي جديد مسائل مي شود، اطلاعات جديد قابل توجهي به رشته هاي درگير باز مي گردد. بنابراين، افراد رشته گرا و بين رشته گرا بايد براي حل مسائل مكمل يكديگر باشند.

بايد توجه داشت كه از ديد برخي محققين نظير ماتري دوگان فرانسوي، بين رشته گرايي بايد با نگاه ادغام تخصص ها و نه ادغام رشته ها نگريسته شود.به نظر ايشان، ادغام رشته ها فقط باعث گم شدن محقق در دريايي از منابع و مراجع مي گردد و از آغاز محكوم به شكست است، در حالي كه ادغام تخصص ها منجر به شكوفايي علمي و يافته هاي جديد مي گردد.

ساير مباحث طرح شده در زمينه ميان رشته اي عبارتند از:

Interdisciplinarity

Multidisciplinarity

Transdisciplinarity

Crossdisciplinarity

Non-disciplinarity

* مطالب ارائه شده در اين پست و پست قبلي، ترجمه بخشهايي از دانشنامه آنلاین ویکی پدیااست. دوستان علاقه مند مي توانند براي دنبال كردن موضوع و كسب اطلاعات از دانشگاههاي ارائه دهنده رشته هاي جديد و گرايشهاي بين رشته اي به سايت اينترنتي آن مراجعه و جستجو با كليدواژه هاي فوق را انجام دهند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 7:0  توسط رضا آذين  | 

امروزپنجم خرداد، درست ۹۹ سال از فوران اولین چاه نفت در ایران می گذرد. ۹۹سال پیش در این روز، ایران در حالی به نفت رسید و نام خود را به عنوان اولین کشور خاورمیانه بهره بردار از نفت ثبت نمود که به دلیل شکست های پی در پی و مشکلات فنی فراوان، نامه سرمایه گذاران انگلیسی و اسکاتلندی خطاب به رینولدز، مهندس انگلیسی پروژه مبنی بر توقف کار در راه بود. ولی این مهندس با تلاش و سخت کوشی خاص انگلیسی ها، کار را تا انتها ادامه داد.

رینولدز که پس از هفت سال کار طاقت فرسا در شرایط وحشتناک جنوبغرب ایران به نتیجه مطلوب رسیده بود، تلگرافی با مضمون زیر به کنسولگری بریتانیا در بوشهر زد:

"مفتخرم گزارش کنم امروز صبح ساعت چهار به وقت ایران نفت در عمق ۱۱۸۰ پایی از چاه شماره یک مسجد سلیمان فوران کرد. جزییات دیگر متعاقبا اعلام خواهد شد"

نمیدونم بوشهر برای صدسالگی صنعت نفت برنامه ای دارد یا نه. به نظرم اگرچه صنعت نفت در خوزستان شکل گرفت، چشم انداز شکوفایی آن در بوشهر، در عسلویه و سایر نقاط آن است. چند وقت پیش مقاله ای با همین مضمون در نسیم جنوب به چاپ رساندم. اگر علاقه مند به خواندن آن هستید، بر روی آن کلیک کنید.  

پيشنهاد همايش يكصدمين سال شكوفايي و توسعه صنعت نفت در ايران 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 15:27  توسط رضا آذين  | 

در گذشته، شاخه هاي علوم داراي مرزهاي مشخصي بود. كسي كه رياضيات مي دانست داراي مرز مشخصي با كسي بود كه شيمي مي خواند يا به كار زيست شناسي مشغول بود. همينطور، مهندس مكانيك مرز مشخصي با مهندسي برق داشت. اين تفكر سنتي هنوز هم در حوزه هاي آكادميك تا حدود زيادي وجود دارد و رشته هاي مختلف به شكلي مستقل از يكديگر نگريسته مي شوند. البته در همين بخش كلاسيك علوم نيز دانشمندان به نام به شكلي از علوم مختلف بهره مند بودند و در رشته هاي گوناگوني صاحبنظر بودند. مثال ايراني آن، ابن سينا است كه در علوم ماوراي طبيعت، منطق، اخلاق، پزشكي، فيزيك، رياضيات، ستاره شناسي و الهيات صاحبنظر بوده است. مثال اروپايي نيز ميتوان از ايزاك نيوتن، دانشمند بنام انگليسي نام برد كه در زمان خود به عنوان متخصص در علوم  فيزيك، رياضيات، ستاره شناسي، فلسفه طبيعي و شيمي شناخته مي شود. به نظر مي رسد كه در تعريف كلاسيك، غالب دانشمندان از پايه قوي رياضيات بهره مند بودند و ساير تخصص هاي خود را حول اين محور رياضيات شكل مي دادند.

امروزه مرزهاي ميان علوم شكسته شده است و تا حدي فرورفتگي علوم مختلف در يكديگر ديده مي شود. مثلا از تداخل رشته هاي كلاسيك و مستقل شيمي آلي، زيست شناسي و فيزيك مولكولي، بيوتكنولو‍‍ژي ايجاد مي شود. يا رشته اي مانند مكاترونيك كه حاصل تداخل رشته هاي مكانيك و الكترونيك است. همينطور رشته مهندسي پزشكي، نانو نكنولوژي، ...

شاخه هاي مختلف علوم مهندسي براي پيدا كردن كاربردهاي جديد و متنوع نيازمند جلب همكاري رشته هاي ديگري مانند علوم پايه (رياضيات، فيزيك، شيمي، زيست شناسي، زمين شناسي)، مديريت، اقتصاد، محيط زيست، و رشته هاي بسيار ديگر هستند. به بيان ديگر، يك مهندس تنها حلقه اي از زنجيره علوم مختلف است كه با تعامل با يكديگر باعث جا به جايي مرزهاي دانش هستند. اين امر هيچ منافاتي با فعاليت تخصصي در رشته اصلي فرد ندارد.

برخي از شاخه هاي جديد علوم، در اصطلاح بين رشته اي (interdisciplinary) ناميده مي شوند. به عبارت ديگر، در اين رشته ها به تخصص هاي متعددي نياز است و افراد با تخصص هاي متنوع مي توانند جذب آن شوند.  

در دانشنامه ويكي پديا، ذيل واژه (interdisciplinary) چنين مي خوانيم:

بين رشته گرايي Interdisciplinarity)  ( به عمل طراحي يك رشته از دو يا چند رشته دانشگاهي و يكپارچه سازي بينش آنها براي تعقيب يك هدف مشترك گفته مي شود. ما در مطالعات بين رشته اي، به دنبال فهم بهتر يك مساله بسيار پيچيده يا بسيار گسترده هستيم كه به تنهايي نمي توان در قالب يك رشته منفرد بدان پرداخت. از اين قبيل مسائل مي توان از بيماري ايدز، گرم شدن جهاني، ... نام برد. بيو تكنولوژي، نانو تكنولوژي، محيط زيست، فناوري اطلاعات، از ديگر شاخه هاي بين رشته اي علوم هستند.  

در پست هاي بعدي، مطالب بيشتري در اين خصوص ارائه مي دهم.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 12:33  توسط رضا آذين  |